*****        منتظر نظرات و پيشنهادات شما همكاران گرامي هستيم *****

كودكان و ارتباط آنها با ما


 

ايران = يكشنبه چهارم آذرماه 1386

وقتى بچه ها دست از سر والدين برنمى دارند

تصور كنيد به يك ميهمانى تولد دعوت شده ايد و پسر دو ساله شما با وجود اين كه با همه آشناست ولى همين طور به شما چسبيده است. با آن كه سعى در متقاعد كردن او داريد كه كنار بچه هاى ديگر برود ولى با غرغر كردن، از بغل شما تكان نمى خورد. ميهمانان ديگرى كه اين وضع را مى بينند نگاهى ترحم آميز و گاهى معترض به شما دارند. با اين كه پسرتان فقط دو سال سن دارد ولى فوق العاده او را به خود وابسته كرده ايد. بايد قبول كنيد مرتكب اشتباه بزرگى شده ايد.

ترس از جدايى شايد بخشى از روند رشد كودك از يك تا سه سالگى باشد. بچه ها دوست دارند نزديك والدين باشند. آنها راه رفتن را از طريق يك حس غريزى و اكتساب رفتارهاى محيطى مى آموزند. بچه، حدود يك سال طول مى كشد تا با تاتى تاتى كردن ها و افتادن هاى زياد اين روند را طى كند و بالاخره ياد بگيرد راه برود و اولين گام ها هم به سوى والدين است. چرا چون حمايت و مراقبت از او برعهده والدين است.

به عقيده پزشكان چسبيدن بچه به والدين جواب طبيعى پس از راه افتادن اوست تا بتواند در آينده مستقل شود. در سنين حساس يك تا سه سالگى بچه ميل به استقلال دارد و روند زندگى او در اين زمان دستخوش تغيير و تحول مى شود اما اين روند كمى هراسناك و به تدريج است. چسبيدن به والدين در لحظات مشخص تلاش براى فرار از ترس است و مهم ترين سؤال براى والدين اين است كه آيا اين رفتار يك روند طبيعى است يا خير بعضى اوقات والدين با محبت بيش از اندازه خود مانع استقلال بچه در سنين مورد نظر مى شوند كه اين به ضرر خود آنهاست. غالباً بچه ها قبل از رفتن به مهدكودك و مدرسه دچار چنين بحرانى مى شوند. آنها با خجالت كشيدن از جمع و گوشه گيرى و چسبيدن به والدين، ترس خود را به نوعى نشان مى دهند. ترس جدا شدن از والدين يك موضوع مشترك ميان كودكان است، ولى با راهكار مناسب مى توان به استقلال آنها كمك كرد. بايد بدانيم كه چسبيدن بچه به والدين طبيعى است و نبايد با او تند برخورد شود. حتى ديده شده زمانى كه هيچ علتى هم براى ترس او وجود ندارد باز هم بچه ها به والدين مى چسبند. بايد با آشنا كردن او با محيط هاى جديد به او كمك كنيم تا بر ترسش غلبه كند. مثلاً هنگام راه رفتن بگذاريم چند قدم از ما جلوتر حركت كند و با كمى فاصله مراقب او باشيم. با تكرار چنين رفتارهايى بايد در دادن استقلال به كودك تلاش كنيم و ترس را از او دور سازيم. براى غلبه بر ترس از تنهايى بايد توجه بچه ها را به فعاليت هاى ديگر جلب كرد. بايد به آنها اجازه داد احساساتشان را بيان كنند. بچه ها بايد بفهمند كه والدين ترس آنها را درك مى كنند بنابراين با ارتباط كلامى احساس امنيت را در او به وجود آوريد. يكى از مربيان كودك مى گويد: هر وقت كه كودكى را مى بينم كه هنگام جدا شدن از والدين بى قرارى مى كند، سعى مى كنم با بچه ارتباط برقرار كنم و فرصت مى دهم تا توجه او به فعاليت ديگرى جلب شود. مثلاً يك سه پايه نقاشى دارم و بومى روى آن نصب است و از بچه مى خواهم كه برود و نقاشى بكشد و احساسش را از جدا شدن از والدين ترسيم كند. بعد وقتى كه والدينش آمدند اجازه مى دهم آن نقاشى را با خود ببرد. اكثر بچه ها از اين ايده خوششان مى آيد. اين كار شايد راه مناسبى براى رهاسازى احساسات و تخليه انرژى آنها باشد.

شما به عنوان والدين، طبيعى است كه بچه خود را با كودكانى كه حس همجوشى و استقلال دارند، مقايسه كنيد ولى معيار شما بايد سن كودكتان باشد. حالت روانى بچه مهم ترين اصل است. حالات روانى مختلفى براى استقلال بچه وجود دارد كه هر كودك به طور ذاتى با آن به دنيا مى آيد. تلاش بيش از اندازه براى اين كه كودك خود را مستقل بار آوريم مثلاً به كودك بياموزيم كه به تنهايى به دستشويى برود كمى سخت خواهد بود. ولى اگر شما به رشد مهارت هاى طبيعى كودك توجه داشته باشيد، اين مراحل راحت تر صورت خواهد گرفت.

*************************




>>صفحه اصلي<<

اهداف

موفقيت سازماني
خانواده
روانشناسی
تربیتی
سلامت - زيرذره بين فعال است
بازنشستگان
بخشنامه ها
قوانين و لوايح مجلس
مادر و کودک
ورزشی

ارتباط با مشاور زنان و خانواده 

سايتهاي مرتبط

آيين نامه توسعه مشاركت زنان