*****        منتظر نظرات و پيشنهادات شما همكاران گرامي هستيم *****


 

ايران = سه شنبه 6 آذرماه 1386

احساس رضايت تيله اى كه مدام از دستمان سُر مى خورد

آيا كسى را مى شناسيد كه به احساس رضايت فكر نكرده و دنبالش نگشته باشد پس چرا هنوز كه هنوز است نارضايتى و ناخشنودى دست از سر ما برنمى دارد و گريبان همه ما را گرفته است مصيبت اين دوره اين است كه ما «هميشه» ناراضى هستيم. مهم نيست كه به چه دست پيدا كرده ايم، چقدر درآمد داريم، يا به كجا رسيده ايم. اينها اصلاً مهم نيست، چون وقتى آرزويى برآورده مى شود، آرزويى ديگر را در سر مى پرورانيم و وقتى به خواسته اى مى رسيم، خواسته اى ديگر از راه مى رسد و جاى خالى آن را پر مى كند. اگر در خانه اى بزرگ و در محله اى مرفه ساكن باشيم، پس از مدتى خانه اى بزرگتر در محله اى مرفه تر مى خواهيم. چرا چون رضايت و خشنودى واقعى را نمى توان تنها در بيرون جست وجو كرد. نمى توانيم آن را با كارهايى كه انجام مى دهيم به دست بياوريم. البته شايد كمى از آن را در بيرون به دست بياوريم، اما اين مقدار كم پس از مدتى، ديگر نمى تواند ارضايمان كند و آن زمان مانند كسى كه دچار بيمارى استسقا شده است، هرچه بيشتر آب مى خوريم، تشنه تر مى شويم. هيچ ثروتى، هيچ قدرتى و هيچ شهرتى نمى تواند براى هميشه رضايت خاطر ما را فراهم كند. چشم هايتان را ببنديد و زمان هايى را به ياد بياوريد كه شاد و خشنود بوده ايد. براى همه ما چنين زمان هايى وجود داشته است. زمان هايى كه اشتياق درونى مان را حس كرده ايم. شايد اين زمان، وقتى بوده كه فرزندمان را در حال فوت كردن شمع هاى نخستين سال تولدش مى ديديم، يا وقتى كه او نخستين قدم هايش را برمى داشت، يا وقتى شما را براى بار اول صدا مى زد.

شايد اين احساس رضايت را در حال صعود به قله كوهى به دست آورده باشيد، يا در حال ماهيگيرى، در حال خوردن يك بستنى با كسى كه دوستش داريد، يا زمانى كه شعرى سروده ايد. حتى ممكن است زمانى كه زمين را زير و رو مى كرديد تا در آن گلى بكاريد، اين احساس رضايت به سراغ تان آمده باشد.

اما تمام اين لحظات به سرعت باد مى گذرند؛ به طورى كه اغلب بعد از چند هفته، چند روز يا چند ساعت بعد، به ياد نمى آوريد كه براى لحظه اى كوچك وارد بهشت شده ايد. آن زمان شما در حالت جويدن ناخن هايتان هستيد، آه مى كشيد و احساس پشيمانى و ندامت مى كنيد و به چه كنم، چه كنم مى افتيد.

روزگار كنونى ما، زمانه اى است كه دائم اين جمله را به ما ديكته مى كند: «واقعيت زندگى همان چيزى است كه حالا در اختيار داريد.» اين زمانه، تنها تجربه هاى بيرونى و ماديات را در نظر مى گيرد. ما هميشه در «بيرون» به دنبال احساس رضايت مى گرديم، نه در «درون» و با القاى تعابيرى به خود با جملاتى كه هميشه با «همين كه...» شروع مى شوند؛ به خيال خود معناى عظيم «ابن الوقت بودنى» را كه مدنظر عرفاى بزرگمان، بويژه مولاناست، به «دم غنيمتى» بى بنياد و خانه خراب كن، دريافته و دلمان را به روزمرگى هاى كودكانه اى چون: «همين كه كارى پيدا كنم، مشكلاتم حل مى شود»، «همين كه ازدواج كنم، ديگر دلواپس نخواهم بود»، «همين كه بچه اى داشته باشم، زندگى ام پراز نشاط خواهد شد»، «همين كه طلاق بگيرم، مى توانم نفسى بكشم»، «همين كه يك خانه بزرگتر، يك ماشين مدل بالاتر، يك موبايل بهتر بخرم...» و امثال اينها خوش كرده ايم. انگار احساس رضايت، تيله اى است كه مدام از دستان ما سر مى خورد. شعار «ايمان به خدا» بايد جايگزين «همين كه...» شود و آن هنگام است كه آن احساس رضايتى را كه دنبالش هستيم مى توانيم پيدا كنيم. با «ايمان به خدا» مى توانيم آرامش درونى پيدا كنيم و به مفهوم واقعى احساس رضايت برسيم.

*************************




>>صفحه اصلي<<

اهداف

موفقيت سازماني
خانواده
روانشناسی
تربیتی
سلامت - زيرذره بين فعال است
بازنشستگان
بخشنامه ها
قوانين و لوايح مجلس
مادر و کودک
ورزشی

ارتباط با مشاور زنان و خانواده 

سايتهاي مرتبط

آيين نامه توسعه مشاركت زنان