*****        منتظر نظرات و پيشنهادات شما همكاران گرامي هستيم *****

ارج نهادن و اولويت به كانون گرم خانواده


 

ايران = يكشنبه يازدهم آذرماه 1386

اولويت هميشه با «خانواده» است

با نوشين بيگدلى اولين زن داراى دكتراى

كنترل برق از دانشگاه صنعتى شريف

ايرانى ها با هوشند، اين را همه مى دانند، فرقى نمى كند زن باشند يا مرد. اگر به دانشگاه هاى ايران سرى بزنى حتماً شاهدان زيادى پيدا مى كنى كه اين فرضيه را اثبات كنند. نوشين بيگدلى نخستين فارغ التحصيل زن دكتراى كنترل برق دانشگاه صنعتى شريف يكى از همان شاهدانى است كه بر اين ادعا صحه مى گذارد. انتشار بيش از ۲۰ عنوان مقاله در مجلات ISI و كنفرانس هاى معتبر داخلى و خارجى، ارائه مقاله در بيش از ۱۵ سمينار تخصصى در حوزه هاى مختلف مهندسى كنترل، تدريس در دانشگاه هاى شريف، شيراز و بين المللى امام خمينى (ره)، كسب رتبه اول دانشكده مهندسى دانشگاه شيراز، برنده بورس تحصيل استعدادهاى درخشان دانشگاه شريف در سال ۸۲ همه و همه تنها بخشى از افتخارات و سوابق درخشان تحصيلى و تحقيقاتى اوست.شايد باور نكنيد تنها زنى كه توانسته براى نخستين بار در رشته كنترل برق شريف دكترى بگيرد به صراحت بگويد كه اگر روزى «مادر» شود، فرزند خود را بر درس، كار و دانشگاه ترجيح مى دهد و حاضر است به جاى تدريس در دانشگاه، در منزل به تربيت فرزند خود مشغول باشد. شنيدن اين حرف ها در زمانه اى كه برخى ها گمان مى كنند تربيت فرزندان و آشپزى و نظافت منزل جزو كارهاى نازل و در شأن زنان نيست، جالب است.

* خانم دكتر بيگدلى! به نظر شما چه ضرورتى دارد كه زنان وارد عرصه هاى فنى مانند ساختمان سازى و برق كشى شوند

من شخصاً معتقدم كه خانم ها هم مى توانند مثل آقايان در رشته هاى سخت و پيچيده مثل مهندسى برق تحصيل كنند. زيرا آن ها قابليت و استعداد تحصيل در همه رشته ها را دارند و اين استعداد و توانايى موهبت الهى است كه در وجود آنها نيز به وديعه گذاشته شده است. ديگر آن كه زنان نيمى از جمعيت كشور را تشكيل مى دهند و به طور حتم استفاده از توانايى ها و قابليت هاى آنها مى تواند براى جامعه مفيد و مطلوب باشد.

اما علت مهمتر كمبود نيروهاى فنى زن در دانشگاه هاست كه اين مسأله مشكلات خاصى را براى دانشجويان دختر به وجود آورده است زيرا اغلب اساتيد دانشگاه هاى فنى مرد هستند و دختران دانشجو گاه براى ارتباط گيرى با آنها و بيان برخى مسائل و مشكلات با مشكل مواجه مى شوند كه اين موضوع موجب افت تحصيلى و يا انصراف برخى از آنها از دانشگاه مى شود، به طورى كه اكنون فقط دو زن در دانشگاه (شريف) در رشته دكترى تحصيل مى كنند و بقيه از ادامه تحصيل انصراف داده اند. امروزه با رشد قابل توجه دانشجويان زن در رشته هاى فنى، وجود استادان زن در دانشگاه ها بسيار ضرورى است.

* برخى معتقدند كه رشته هاى فنى مردانه است و اغلب زنانى كه به اين رشته ها وارد مى شوند، روحيه مردانه پيدا مى كنند. شما به عنوان يك زن بويژه آن كه در رشته فنى تحصيل كرده ايد، با اين نظر موافقيد

خير، متأسفانه برخى ها گمان مى كنند كه بعضى از رشته ها ويژه مردان و برخى رشته ها هم خاص زنان طراحى شده است، در حالى كه هر فردى با استعداد و توانايى هاى مختص خود مى تواند رشته هاى مختلف را انتخاب كند زيرا انجام دادن صحيح كار مهم است كه اين كه چه كسى كار را انجام مى دهد. البته اين موضوع كه زنان به علت داشتن برخى ويژگى هاى فيزيولوژيك و روحيه خاص نمى توانند برخى مسئوليت ها را برعهده بگيرند نيز قابل دفاع است. خوشبختانه در حال حاضر شرايط براى پذيرش زنان در رشته هاى فنى بهتر شده است و مى توان گفت كه هيچ محدوديتى براى حضور آنان در دانشگاه ها وجود ندارد.

* به نظر شما اين باور كه دانشجويان پسر در مقاطع بالاتر موفق تر از دانشجويان دختر هستند، صحيح است

به ياد دارم كه در سال هاى ۸۰ ـ ۷۹ موج منفى اى حاكم بود مبنى بر اين كه زنان نمى توانند تحصيلات خود را در مقاطع بالاتر بويژه دكترى به اتمام برسانند. در آن زمان بيشتر مردان به علل مختلف از جمله اين كه زنان بايد مسئوليت هاى زندگى را برعهده بگيرند، نگاه خوبى به ادامه تحصيل زنان نداشتند. در حالى كه اكنون اين مسأله عكس شده است و عده زيادى معتقدند كه زنان مى توانند تا دوره هاى بالاتر ادامه تحصيل دهند زيرا آن ها دغدغه و وظيفه فراهم كردن مسائل اقتصادى و معيشتى خانواده را ندارند و فرصت، تمركز و دقت بيشترى براى تحصيل دارند و بهتر مى توانند استعداد و توانايى هاى خود را در اين دوره به منصه ظهور برسانند البته مسئوليت پذيرى و علاقه مندى زنان را هم مى توان به اين علت ها اضافه كرد.

* به نظر شما علت مخالفت برخى آقايان با ادامه تحصيل خانم ها در مقاطع بالاتر و يا اشتغال آنها چيست

همان طور كه مى دانيد ما در حال گذار از يك جامعه سنتى به مدرن هستيم و اين مسأله موجب شده است كه زنان هم پا به پاى مردان وارد عرصه هاى مديريتى، فرهنگى و اجتماعى شوند و به قول معروف حرف هاى زيادى براى «گفتن» داشته باشند اما از اين ميان برخى از آنها به علت نشناختن جايگاه واقعى خود با الگوبردارى از فرهنگ غربى وظيفه اصلى خود يعنى «زن بودن» را ناديده گرفتند و به مخالفت با فطرت هاى زنانه برخاستند و به همين علت بيشتر مردان هم اعتماد خود را نسبت به آنها از دست دادند، در حالى كه زنان نبايد با قبول مسئوليت هاى ديگر، «زن بودن» خود را فراموش كنند. آنها بايد انتظاراتى را كه از يك زن، همسر و مادر وجود دارد، به خوبى حفظ كنند ضمن آن كه حقوق و توانايى هاى خود را هم ناديده نگيرند. زن بايد به همسر خود اطمينان دهد كه نمى خواهد خود را با او مقايسه كند بلكه مى خواهد به عنوان حامى در كنار شوهر خود باشد.

* صحبت ها شما درست، اما شايد باور آن در زندگى شخصى بسيار دشوار باشد. خود شما در زندگى مشترك تان تا چه حد توانسته ايد اين حرف ها را عمل كنيد

بسيار زياد. من و همسرم زمانى كه دانشجوى دوره دكترى بوديم، تصميم به ازدواج گرفتيم و هر دو بايد دو مقاله در ژورنال هاى معتبر بين المللى چاپ مى كرديم تا اجازه دفاع پيدا كنيم. به طور حتم نگارش دو پايان نامه كار بسيار سنگينى بود كه زمان زيادى مى طلبيد اما با همفكرى و حمايت از يكديگر بسيارى از مشكلات را تقسيم كرديم.در حقيقت به جاى آن كه در موازات يكديگر باشيم در امتداد هم قرار گرفتيم و معتقد بوديم كه مجموعه «زندگى» بايد موفق باشد، بنابراين همه كارها را به نوعى تقسيم كرديم كه به اصل زندگى مشترك مان لطمه اى وارد نشود. اگر زنان بخواهند در عين پيشرفت، رضايت همسر يا والدين خود را به دست آورند بايد هميشه مسائل خانوادگى را در اولويت قرار دهند نه كار يا درس را، متأسفانه برخى زنان هنوز نمى دانند كه چگونه بايد ميان وظايف كارى، همسرى و مادرى تعادل برقرار كرد، بنابراين زنى كه بيشتر وقت خود را بيرون از منزل مى گذراند نمى تواند مادر يا همسر خوبى باشد و اين مسأله موجب نارضايتى والدين، همسر و فرزندان مى شود.

* به نظر شما اگر خانمى نتواند ميان وظايف منزل و محل كار خود توازن برقرار كند، بايد كدام يك از آن ها را در اولويت قرار دهد

به طور حتم اولويت با خانواده است، اگر زنى در شغل خود بسيار پيشرفت كند اما مادر خوبى براى فرزندان خود نباشد، در حقيقت اين موفقيت در زندگى شخصى او تأثيرى نداشته است. ما درس مى خوانيم تا نسل موفقى تربيت كنيم، اگر قرار باشد زمان مفيد زندگى خود را در محل كار سپرى كنيم و به تبع آن فرزند خود را از آغوش مادر به دستان پرستار بسپاريم هر چند ظاهراً در كار و تحصيل موفق شده ايم اما در اصل انسان بى ثمرى هستيم. خوشبختانه ما مسلمان هستيم و اسلام دين تعادل است، ما بايد در همه جنبه هاى زندگى تعادل برقرار كنيم، اگر فقط به يك جنبه توجه كنيم و از ابعاد ديگر غافل شويم هرگز موفق نخواهيم بود. در حقيقت همه تلاش ها و دويدن ها بايد در خدمت يك مجموعه بزرگ به نام «خانواده» قرار بگيرد و هدف، نشاط، سلامتى، پويايى و بالندگى خانواده باشد، اگر شما يك مادر كم حوصله، عصبى و نامنظم باشيد چطور مى توانيد فرزندى شايسته و با احساس تربيت كنيد.

* شما به عنوان يك زن مهندس تا چه حد توانسته ايد ميان كارهاى منزل و دانشگاه توازن برقرار كنيد

شايد باور نكنيد، اما من و همسرم با وجود مشغله هاى فراوان تاكنون فقط دو تا سه بار براى صرف غذا به رستوران رفته ايم و بيشتر سعى مى كنيم دستپخت يكديگر را نوش جان كنيم! در حقيقت زمانى هم كه از صبح زود تا آخر شب مشغول تدريس و اتمام پايان نامه هايمان هستيم وقت خود را طورى تنظيم مى كنيم كه به اصل زندگى و روابط خانوادگى آسيبى وارد نشود و زمان كافى براى صحبت كردن و گوش دادن به حرف هاى يكديگر داشته باشيم زيرا آرامش، اطمينان و رضايت خاطر از ضروريات زندگى همه ما است. ما وظيفه داريم علاوه بر تدريس دروس فنى، الگوهاى يك زندگى سالم و موفق را هم به دانشجويان ارائه دهيم.

* خانم بيگدلى! همانطور كه مى دانيددر حال حاضر توقع دختران جوان بويژه تحصيلكرده ها از زندگى و همسر آينده خود بالا رفته است و بسيارى خوشبختى را در ماديات و تشريفات بيش از اندازه جست وجو مى كنند شما به عنوان يك زن كه اتفاقاً مدارج علمى بالايى كسب كرده ايد و به قول معروف خانم دكتر و مهندس هستيد، چه نگاهى به زندگى مشترك و ازدواج داريد

اتفاقاً ازدواج ما بسيار جالب بود. من در دانشگاه دختر ساكت و بى سروصدايى بودم و معمولاً با آقايان برخورد زيادى نداشتم. همسرم چندين ماه من را در موقعيت هاى مختلف زير نظر گرفته بود و من هم بى خبر از همه جا فقط درس مى خواندم تا اين كه بالاخره يكى از اساتيد از طرف ايشان به خواستگارى بنده آمد و من هم پس از تحقيق وشناخت ايشان «بله» را گفتم. ازدواج ما از مرحله خواستگارى تا عروسى فقط سه روز طول كشيد و من و همسرم با وجود مخالفت هاى جدى خانواده ها، از زير بار هر گونه مراسم تشريفاتى شانه خالى كرديم و به يك مراسم بسيار ساده با حضور دو خانواده رضايت داديم. در حقيقت وقتى احساس كرديم كه افكارمان به هم نزديك است و يكديگر را به خوبى درك مى كنيم و شايستگى و توانايى برعهده گرفتن يك زندگى خوب و سالم را هم داريم، مسائل اضافى، تجملاتى، جدال بر سر مهريه و نوع مراسم را كنار گذاشتيم.

* مهمترين عاملى كه موجب شد به يك ازدواج ساده رضايت دهيد، چه بود

من معتقدم زن هايى كه از نظر تحصيلى، علمى و هنرى رشد كرده اند، نيازمند عاملى مهم تر از ماديات براى شروع يك زندگى مشترك هستند زيرا آنها توانايى رفع نيازهاى روزمره و مادى خود را دارند و به دنبال معيارهاى ماندگار در زندگى مشترك خود مى گردند. درواقع خصوصيات اخلاقى و توانايى هاى علمى همسرم بود كه موجب شد من در اين باره سريع تر و راحت تر تصميم بگيرم. البته اغلب دختران از اين مسأله غافلند كه همه اين ظواهر از لباس عروس گرفته تا آينه و شمعدان فقط براى نزديك تر شدن آنها به يكديگر است. ارزش يك همراه در زندگى بسيار بيشتر از خانه، ماشين و مراسم آنچنانى است. ما اگر به دنبال فرعيات زندگى برويم در درازمدت به نارضايتى درونى خواهيم رسيد.

* به نظر شما كسب دكترى بويژه براى زنان ما كار دشوارى است

به طور حتم نه، من به دانشجويان مى گويم كه هميشه اسباب كارها فراهم نيست. شما بايد زمانى كه هدف خود را مشخص كرديد به دنبال فراهم كردن اسباب كار برويد زيرا شرايط تعيين كننده نتايج نيست، برخى افراد از جمله دكتر حسابى با وجود شرايط بسيار سخت و طاقت فرسا توانست از شرايط موجود بهترين نتيجه را بگيرد، بنابراين كسب تحصيلات عالى مشكل نيست فقط پشتكار، تلاش، اعتماد به نفس و مسئوليت پذيرى لازم است و مهمتر از آن هدف و انتخاب درست مى خواهد.

* ضريب هوشى بالا چطور

به نظر من اراده و مصمم بودن از هر عامل ديگرى مهمتر است. شايد فردى كه ضريب هوشى بالاترى دارد در زمان كوتاه ترى به نتيجه برسد اما اين قطعى و مسلم نيست. اگر شما بخواهيد به نتيجه مطلوب برسيد بايد سال ها وقت و انرژى صرف مطالعه و تحقيق كنيد و البته عاشق تحصيل و مطالعه باشيد.

*************************




>>صفحه اصلي<<

اهداف

موفقيت سازماني
خانواده
روانشناسی
تربیتی
سلامت - زيرذره بين فعال است
بازنشستگان
بخشنامه ها
قوانين و لوايح مجلس
مادر و کودک
ورزشی

ارتباط با مشاور زنان و خانواده 

سايتهاي مرتبط

آيين نامه توسعه مشاركت زنان