*****        منتظر نظرات و پيشنهادات شما همكاران گرامي هستيم *****

بررسى اثر بخشى نماز در ارتقاى بهداشت روان خانواده ها


 

ايران = 19 آبانماه 1386

ورود به گنجينه بزرگ نشاط و سلامت

دكتر غلامعلى افروز، مهدى خانبانى، پريسا چيتى

انسانها به آرامش و سلامت روانى نياز دارند، زيرا در سايه آرامش مى توانند به رشد و كمال، اهداف عالى و سجاياى اخلاقى برسند. از سويى ديگر، سلامت روانى در گرو جلوگيرى از علل و عوامل شرايط تنش زا نهفته است. به يقين مى توان گفت آرامش روانى و عاطفى مهم ترين نياز روزافزون همه انسان ها در گستره جهان است. زيرا غالب افراد در دنياى امروز به ويژه در غرب از ناامنى روانى، اضطراب و افسردگى رنج مى برند و اگر انسان در پى درمان واقعى خويش است بايد خودفريبى نكرده و در پى راه حل هاى بيهوده نباشد. اگر به ريشه هاى بيمارى هاى روانى جامعه دقت كنيم، به يكى از علل آن يعنى ضعيف بودن ارتباط انسان ها با خدا، انجام ندادن فرايض معنوى و اقامه نكردن نماز مى رسيم.

پژوهش حاضر به بررسى نقش نماز در ارتقاى سلامت روانى خانواده پرداخته است.

مطالعه درباره سلامت روانى خانواده، ابعاد آن و عوامل پيش بينى كننده و ارتقادهنده آن به علت اهميت فراوان هميشه توجه روان شناسان، فلاسفه و پزشكان را به خود جلب كرده است. در طول تاريخ عقايد درباره دين، سلامت و عوامل تنش زا، الگوهاى تأثيرگذار بر آنها و شيوه هاى پيشگيرى، تشخيص و درمان بيمارى ها تغيير كرده است. اكنون ديدگاه «زيستى، روانى و اجتماعى» ديدگاه نظرى برجسته اى است كه فرض اساسى آن تأثير متقابل عوامل زيست شناختى، روان شناختى، معنوى و اجتماعى در تعيين سلامت و بيمارى است. اين الگو، محور زمينه روبه رشد روان شناسى سلامت و دين است كه بر مراقبت از سلامت با تأكيد بر انجام فرايض دينى نظير نماز و ارتقاى آن تمركز كرده است. يكى از اهداف حوزه روان شناسى سلامت و دين، بررسى عوامل روان شناختى و اجتماعى نظير برپايى نماز، سطوح تنيدگى و صفات شخصيتى است كه بر پيشگيرى و درمان بيمارى اثر مى گذارد.

طبق تعريف سازمان بهداشت جهانى، سلامت، حالت تندرستى كامل جسمانى، روانى و اجتماعى است و نه صرفاً فقدان ضعف يا بيمارى. از ديدگاه الگوى زيستى، روانى و اجتماعى سلامت چيزى است كه فرد از طريق توجه به نيازهاى زيست شناختى، روحى، روانى و اجتماعى آن را به دست مى آورد. امروزه بر همگان روشن است كه تأمين نيازهاى روانى و عاطفى در گرو معنويت و دين نهفته است. اجراى عوامل و فرايض دينى از جمله نماز علاوه بر اين كه احساسات معنوى انسان را تحريك مى كند موجب كاهش ناملايمات و ناراحتى هاى روزمره مى شود. به طور كلى زمانى سطح سلامت در يك خانواده بالا و بهينه است كه همه ابعاد سلامت يكپارچه اند و با هم كار مى كنند. بدين ترتيب محيط شخصى (كار، خانواده و اجتماع) و ابعاد معنوى، جسمانى، هوشى و اجتماعى براى ايجاد تعادل، با يكديگر هماهنگ مى شوند.

درونمايه دينى و معنوى زندگى الهام گرفته از ارزش هاى خاصى است كه به صورت فضايل ايفاى نقش مى كنند. از طريق تجسم بخشيدن به اين فضايل، شخص به هدف نزديك تر مى شود. به حقيقت و ذات اين فضايل تقرب مى يابد؛ حقيقتى كه با سلامت عاطفى و جسمانى در ارتباط نزديك است. اين هدف و يا اين حقيقت، همچون نيروى وحدت بخش و سازمان دهنده بر فرد اثر مى گذارد و فرد با عشق و تجلى آن كه همانا نماز است به اين نيرو پاسخ مى دهد. بسيارى از مردم نماز مى خوانند تا به راه و روش بروز و ظهور اين عشق دست پيدا كنند. نماز مى تواند ساختار و روشى براى زندگى به دست دهد.

هر زمانى كه كسى به اين ندا، يعنى به اين نيروى جاذبه از سوى ذات حق، لبيك بگويد راه توحيد به سوى او باز مى شود. هر چه اين لبيك پابرجاتر باشد، اثر وحدت بيشتر است. فردى كه درصدد كسب سلامت و هدايت است و به دنبال يافتن الگويى براى ابراز عشق درونى اش (نماز) در زندگى روزمره مى باشد. به اين راه قدم مى گذارد (افروز، ۱۳۶۹). نماز در بهترين حالت يك روش زندگى و سيره فراگيرى است كه اخلاق، ارزش ها و فضايل رفتارى را دربرمى گيرد. از اين طريق است كه فرد مؤمن به نماز با برون ريزى هيجانى خود و با تخليه از همه ناپاكى ها و افكار منفى گام به سوى پالايش روانى خود برمى دارد. پالايش روانى يك نتيجه مشخص دارد و آن سلامت روحى و روانى فرد است. اين جهت گيرى معنوى مى تواند آثار گسترده اى در وحدت دادن به شاكله خانواده داشته باشد.

نتايج تحقيقات فراوان نشان مى دهد كه انجام اعمال و فرايض دينى در كاهش تنش ها و تأملات روزمره و تأمين سلامت و بهداشت روانى افراد مؤثر است. در يك مطالعه تحقيقى كه به بررسى رابطه راهبردهاى مقابله اى مذهبى، اعتقاد دينى و توكل با تنيدگى در خانواده هاى كارمندان دانشگاه تهران انجام شد، نتايج نشان داد، خانواده ها براى مقابله با تنيدگى تمايل به استفاده از راهبرد مقابله اى، توكل به خدا دارند.

همين تحقيق نشان داد در هنگام بروز موقعيت تنيدگى زاى روزمره به انجام فرايض دينى نظير تلاوت قرآن، نماز و ذكر تمايل دارند.

در مطالعه ديگرى كه از سوى پارگامنت انجام شد، نتايج نشان داد دين نقش مهمى در رويارويى با تنيدگى هاى روزمره دارد و مى تواند اثرات بحران هاى شديد زندگى را تعديل كند.

از نظر وى افراد متدين در هنگام ارزشيابى نوع اول (آيا اين رويداد به صورت بالقوه خطرناك است ) و ارزشيابى نوع دوم (آيا من مى توانم با اين رويداد مقابله كنم ) براى مقابله با تنيدگى به خوبى از دين و فرايض دينى استفاده مى كنند. زيرا واكنش آنها به فشار روانى تحت تأثير عواملى ازجمله حمايت اجتماعى، سخت كوشى، سبك مشكل گشايى و نظير آن قرار مى گيرد كه در افراد متدين موجب كاهش تنيدگى مى شود. پس مهمترين تأثيرى كه دين براى مقابله با تنيدگى دارد، نقش آن در كاهش فشار روانى و تأمين سلامت روانى خانواده ها است.

* نقش نماز در افزايش سلامت روانى خانواده

امروزه بسيارى از روان شناسان دريافته اند كه دعا، نماز و داشتن يك ايمان محكم به دين، اضطراب، افسردگى، نگرانى، تشويق و ترس را كه زمينه ساز بسيارى از بيمارى هاست برطرف مى كند: «الا بذكر الله تطمئن القلوب».

كلمه نماز نشان مى دهد كه رابطه اى ميان انسان و پروردگارش وجوددارد. وقوف خاشعانه و خاضعانه انسان در نماز، در برابر خداوند متعال به او نيرويى معنوى مى بخشد كه حس صفاى روحى و آرامش قلبى، امنيت روانى وسلامت روانى را در او پديد مى آورد.

از آن جا كه انسان در نماز با همه اعضاى بدن و حواس خود متوجه خدا مى شود و از همه اشتغالات و مشكلات زندگى روى برمى گرداند. به هيچ چيز جز خدا و آيات قرآن كه در نماز به زبان مى آورد فكر نمى كند.

همين حالت روى گردانى كامل از مشكلات زندگى و نينديشيدن به آن در ميان نماز موجب آرامش روان و سلامت روانى مى شود.

رويكرد روان شناختى، اين حالت آرامش روانى در ايجاد وضعيت سلامت روانى تأثير بالايى دارد و موجب كاهش شدت فشارهاى عصبى روزانه و تنيدگى ها و تنش هايى كه بسيارى از مردم دچار آن هستند، مى شود.

توماس هاسليوپ (۱۹۹۵) پزشك معروف هلندى در اين باره مى گويد: «مهم ترين جواب آرام بخش كه من در طول سال هاى متمادى تجربه و مهارتم در مسائل روانى به آن پى بردم، همين نماز است.

من به عنوان يك پزشك مى گويم مهم ترين وسيله در آرامش روان كه ضامن از بين بردن تنش ها و اضطراب ها و افسردگى هاى روزمره است و من تا كنون شناخته ام نماز است.»

حالت تمدد اعصاب و آرامش روانى ناشى از نماز انسان را از اضطراب و افسردگى كه بيماران روانى همواره از آن رنج مى برند رها مى كند. زيرا چنين حالت هايى عموماً تا مدتى پس ازنماز در انسان باقى مى ماند و ادامه مى يابد.

انسان گاهى در حالت تمدد اعصاب و آرامش روانى پس از نماز، با امور و مواردى اضطراب انگيز و يا با حالتى كه او را افسرده مى سازد، مواجه مى شود.

تكرار بى حد و نشان اين موارد با يادآورى آنها در تمدد اعصاب، آرامش نفسانى و سلامت روانى، پس از نماز ارتباط مى يابد و به اين ترتيب فرد از اضطراب و نگرانى ناشى از اين امور يا موارد رها مى شود. تأثير مهم نماز در كاهش اضطراب، افسردگى بيماران روانى و ايجاد سلامت روانى، شبيه تأثير روان درمانى برخى از روان درمان گران معاصر براى درمان اضطراب و افسردگى بيماران روانى است. روان درمانگران معاصر از جمله ژوزف و لپه براى درمان اضطراب و افسردگى از روشى استفاده مى كنند كه به (منع متقابل) معروف است و به نام درمان از طريق آرام سازى مشهور است.

در اين روش درمان گر مى كوشد ميان موارد اضطراب انگيز و واكنش مخالف اضطراب يعنى همان حالت آرامش روان، رابطه ايجاد كند.

پر واضح است كه وجه تشابه ميان روش روان درمانى و اثر درمانى منتج از نماز، بسيار مشهود است. انسان بلافاصله پس از نماز به ذكر دعا و تسبيح مى پردازد كه اين تداوم همان حالت آرامش وسلامت روانى را موجب مى شود. اصولاً انسان در دعا با خداى خود به مناجات مى پردازد و از مشكلاتى كه او را در زندگى مضطرب و افسرده مى كند به او پناه مى برد و با بازگو كردن مشكلات اضطراب انگيز در چنين حالتى از سلامت روانى برخوردار مى شود.

علاوه بر مسائلى كه ذكر شد، بيان مشكلات و مسائل پس از نماز موجب آرامش روانى مى شود. اين زمان، يك زمان طلايى است(۱) كه فقط دراختيار افرادى كه به اقامه نماز مى پردازند، قرار مى گيرد.

به طور كلى تحقيقات متعدد روان شناسان نشان مى دهد كه حالت روانى انسان با آشكار كردن مشكلات در حضور يك دوست صميمى يا درمان گر رو به بهبود مى رود.

حال تصور كنيد كه همين انسان اگر مشكلات خود را با خدا بازگو كند و پس از نماز به مناجات با پروردگار و دعا به درگاه او طلب يارى بپردازد، حالت روانى او تا چه اندازه بهبود پيدا مى كند. ملاحظه مى شود كه همان نتيجه اى كه در يك روان درمانى مؤثر و موفق حاصل مى شود، از نماز نيز به دست مى آيد، زيرا آن احساس امنيت و رهايى از اضطراب را كه نماز در انسان ايجاد مى كند، موجب آزاد شدن نيروى روانى او مى شود كه اين آزادى ضامن ايجاد سلامت روان است. نيرويى كه قبلاً در زنجيرهاى اضطراب، نگرانى و افسردگى، مقيد و زندانى بود.

در نتيجه انسان حالت نشاط و طراوت را در همه وجودش احساس مى كند. همين رابطه معنوى انسان با پروردگار در طول نماز و دريافت نوعى فيض الهى يا بارقه روانى از خداوند متعال، موجب رهايى نيروهاى معنوى مستقر در انسان مى شود و عزمش را جزم، اراده اش را قوى و همتش را بلند مى كند.

در نتيجه براى پذيرش علم و معرفت آماده تر و براى انجام كارهاى بزرگ تواناتر مى شود.

پزشك فرانسوى، الكسيس كارل ثابت كرد نماز موجب سلامت و نشاط روانى و معنوى مشخصى در خانواده ها مى شود و همين حالت است كه احتمالاً منجر به شفاى سريع برخى از بيماران در زيارتگاه ها و معابد مى شود. سيرل بوت نظريه ويليام جيمز را درباره تأثير نماز مورد تأكيد قرار داده و گفته است: (ما به واسطه نماز وارد انبار بزرگى از نشاط عقلانى و سلامت روانى مى شويم كه در شرايط عادى ياراى وصول به آن نيست).

*************************




>>صفحه اصلي<<

اهداف

موفقيت سازماني
خانواده
روانشناسی
تربیتی
سلامت - زيرذره بين فعال است
بازنشستگان
بخشنامه ها
قوانين و لوايح مجلس
مادر و کودک
ورزشی

ارتباط با مشاور زنان و خانواده 

سايتهاي مرتبط

آيين نامه توسعه مشاركت زنان