*****        منتظر نظرات و پيشنهادات شما همكاران گرامي هستيم *****

نماز، امنيت روانى و اجتماعى خانواده


ايران = 4 ديماه 86

نماز دانشگاهى است كه كوچك و بزرگ، با سواد و بى سواد، فيلسوف و متكلم، اولياى خدا، امامان و پيشوايان دينى و حتى پيامبر بزرگوار اسلام(ص) هم در آن شركت مى كردند. بديهى است همه مسلمانان در اين دانشگاه وارد مى شوند، اما همه يكسان بهره نمى گيرند، بلكه درك، علم، كيفيت اقامه نماز، دقت و اهتمام در ترك گناهان و مراقبت در اوقات نماز و كيفيت ارتباط نمازگزار با پروردگار متعالى همه و همه در رشد و تعالى نمازگزار مؤثر و مفيد است. براى مثال كودكى كه نماز مى خواند، سعى مى كند كلمات نماز را صحيح ادا كرده و نماز را به پايان برساند. يك انسان بزرگسال علاوه بر قرائت حمد و سوره تلاش مى كند كه خود را در محضر خدا ببيند و در معناى بعضى از كلمات نماز تعمق كند.

ممكن است نماز را كسى بخواند كه اهل مراقبه و محاسبه است و از انجام گناهان خوددارى مى كند، چنين فردى در نماز حال و هواى ديگرى دارد. معانى كلمات نماز در او اثر ويژه اى مى گذارد، در مواردى همه چيز را فراموش كرده با خداى خود به راز و نياز مى پردازد، باز از اين بالاتر هستند كه در نماز همه چيز را فراموش كرده و با پروردگار خود به راز و نياز مشغول مى شوند و دنيا و آنچه در آن است، همه را فراموش مى كنند.

در دوره اى كه در حوزه علميه قم تحصيل مى كردم طلبه باهوشى كه اهل كاشان بود و از نظر هوش و استعداد از ديگران برترى داشت وقتى در مدرسه فيضيه به امام جماعت اقتدا مى كرد، اذكار ركوع و سجود را بلند بلند مى گفت و گاه برخى از طلاب به او ايراد مى گرفتند كه چرا ذكر نماز را بلند مى گويى او مدعى بود كه در حال نماز جز به خدا فكر و انديشه اى ندارد. در فرصتى همين شخص مشغول خواندن نماز جماعت بود، ناگهان رگبار بهارى شروع شد، بيشتر طلبه ها نماز را فرادى خوانده و خود را به داخل سالن رساندند، ولى مرحوم شيخ على كاشى در رگبار بهارى همچنان به نماز خود ادامه داد و نماز را قطع نكرد، در حالى كه باران همه لباس هاى او را خيس كرده بود و همه تعجب مى كردند كه چرا نماز را فرادى نخواند. درباره امام جعفر صادق عليه السلام نقل شده است كه ايشان در حال نماز خواندن بودند، وقتى به جمله «اياك نعبد و اياك نستعين» رسيدند، چندبار جمله را تكرار كرده. حال ايشان به هم خورد و بى هوش شدند. پس از آن كه او را به هوش آوردند، پرسيدند: چرا وقتى جمله «اياك نعبد» را چندين بار فرموديد بى هوش شديد آن حضرت در پاسخ فرمودند: وقتى «اياك نعبد و اياك نستعين» را مى گفتم، ديدم گوينده و مخاطب وحدتى دارند و به عبارت ديگر فرد ديگرى اين جمله را مى گويد. پس نماز مانند اقيانوس بيكرانى است كه برخى در آن غرق مى شوند و برخى ديگر با كمال قدرت و توانمندى هاى خود امواج دريا را رد كرده، همچنان به سير و حركت ادامه مى دهند، نماز نظير دانشگاه بزرگى است كه همگان وارد آن مى شوند و فقط نخبگان و نوابغ هستند كه عالى ترين درجات آگاهى و علمى را به دست مى آورند و بقيه افراد مشروط مى شوند و يا در رده هاى پائين قرار مى گيرند.

خداوند متعال درباره نماز مى فرمايد: «ان الصلوة تنهى عن الفحشا و المنكر؛ همانا، نماز افراد نمازگزار را از زشتى ها و بدى ها باز مى دارد» يعنى نماز خوان اگر نماز واقعى را انجام دهد، به تدريج بدى ها و زشتى ها از او دور مى شود، زيرا نمازگزار خود را در محضر پروردگار مى بيند و مى داند كه خداوند بزرگ از اعمال و رفتار او اطلاع دارد. در ضمن خداوند متعال بخشنده ومهربان است و به تدريج چنين نماز خوانى، بدى ها و زشتى هاى خود را ترك مى كند. خداوند متعال ترك زشتى ها و بدى ها را اثر وضعى نماز تلقى مى كند، يعنى نماز واقعى موجب مى شود كه شخص نمازگزار بدى هاى خود را كاهش دهد و اگر سال ها از عمر نماز گزار گذشته باشد و او كماكان گرفتار اعمال خلاف و زشت باشد، معلوم مى شود چنين شخصى نماز واقعى نخوانده، بلكه اداى آن را درآورده است، زيرا خداوند فرموده است، نماز اين اثر را دارد كه به تدريج اعمال خلاف را از شخص نمازگزار دور كند. براى مثال اگر بيمار داروى پزشك را مصرف كند، پس از گذشت مدت زمان كوتاهى آثار بيمارى از او برطرف مى شود مگر آن كه بيمار دستور پزشك را كاملاً رعايت نكند. با مطالعه و بررسى دقيق به خوبى آشكار مى شود كه چنين نمازگزارى نماز نخوانده، بلكه اداى نماز واقعى را درآورده است.

اگر فرآيند ايمان افراد را شناسايى مى كنيد، فقط به نماز خواندن افراد نگاه نكنيد بلكه اگر در رفتار و كردار فردى دروغ گويى و خيانت به مردم و ناهنجارى هاى ديگرى مشاهده نكرديد، چنين فردى مؤمن است.

* معاويه بن وهب و سؤال او از امام حسين(ع)

وى از امام پرسيد: بهترين چيزى كه به وسيله آن بندگان خدا مى توانند خود را به خداى متعال نزديك سازند، چيست

حضرت فرمودند: ما اعلم شيئاً افضل من هذةالصلوه، من چيزى بهتر و كامل تر از نماز نمى دانم كه انسان را به خدا نزديك كند. معلوم مى شود كه نماز برنامه كاملى است كه اگر انسان ها آن را همانطور كه پروردگار متعال دستور داده، انجام دهند در فرصت كوتاهى به خدا نزديك مى شوند. يعنى افراد نماز خوان سعى مى كنند خود را در محضر خدا ديده و كلمات و الفاظى كه در نماز وجود دارد با عمق وجود درك كنند و در خلال نماز همه چيز را فراموش كرده و جز خداى متعال را در نظر نداشته باشند، به طور قطع چنين نمازى به تدريج در نمازگزار اثر مى گذارد و او را به خدا نزديك تر مى كند.

نكته اى كه در اينجا بايد به آن اشاره كرد، اين است كه شخص نمازگزار در آغاز تلاش مى كند كه ظاهر نماز را انجام دهد، ولى به مرور زمان با معانى و محتواى دقيق آن آشنا مى شود. به طور خلاصه بايد گفت كه نماز به تدريج و با گذشت زمان انسان را به عالى ترين درجات معرفتى مى رساند.

* نماز اول وقت

مرحوم حاج شيخ عباس قمى قدس سره در كتاب سفينه البحار مى فرمايد: رسول خدا(ص) فرمودند: از من نيست آن كه نماز را تحقير كند. يعنى نماز را اول وقت نخواند. همچنين از آن حضرت نقل شده است كه هر كس به اوقات نماز اهميت داده و نمازها را در وقت خود انجام دهد من چند چيز را براى او تضمين مى كنم.اول، موقع جان دادن از آرامش برخوردار است. دوم اين كه همه سختى ها از او برطرف مى شود و بالاخره از آتش دوزخ مصون مى ماند.

حضرت على(ع) در نهج البلاغه پس از امر به پرهيزگارى، تقوى و نظم به همه مسلمانان تأكيد كرده و مى فرمايد: و نظم امركم. بنابراين فرد نماز خوان بايد تلاش كند كه نماز ها را در اوقات خود بخواند زيرا در غير اين صورت نماز را تحقير كرده است. على(ع) در خلال جنگ صفين با معاويه زوال خورشيد را مراقبت مى كرد. ابن عباس پرسيد: در هنگام جنگ ومبارزه با دشمن، نماز خواندن مفهوم و معنايى ندارد. على عليه السلام در پاسخ فرمودند: اى ابن عباس! مگر نمى دانى هدف ما از جنگ اقامه نماز است، بديهى است وقتى چيزى هدف قرار بگيرد، هرگز در انجام آن نبايد سستى كرد.

* نماز وداع

از رسول خدا(ص) نقل شده است كه فرمودند: «صل صلوه مودع فازا دخلت فى الصلوة فقل هذا آخر صلاتى من الدنيا» سعى كن نماز توديع بخوانى، يعنى وقتى در نماز هستى چنين گمان كن كه اين آخرين نمازى است كه مى خوانى و پس از اين نماز ديگر به نماز خواندن توفيق نخواهى يافت.

در كتاب سفينة البحار مرحوم حاج شيخ عباس قمى(قدس سره) آمده است: اگر كسى دو ركعت نماز بخواند و بداند كه در نماز چه سخنانى را بر زبان آورده است خداوند متعال همه گناهان او را مى آمرزد.

* الا بذكرالله تطمئن القلوب

با ياد خدا دل ها آرامش و اطمينان پيدا مى كند. در خلال بحث هاى قبلى اشاره شد كه يكى از نيازهاى طبيعى انسان ها ارتباط با خدا و راز و نياز با اوست. بديهى است هر قدر اين ارتباط قوى تر و استوار تر انجام شود، آرامش و سكون وسيع تر و عميق تر تحقق مى يابد. اگر انسانى هيچ نوع ارتباطى با خدا نداشته باشد سرانجام در برابر مشكلات روحى به بيمارى روانى مبتلا مى شود. تجربه نشان مى دهد كه برخى از افرادى كه عمرى را در ارضاى تمايلات نفسانى به سر برده و سرانجام خسته و كوفته به سوى خدا روى آورده اند، تلاش مى كنند تا، خود را به آرامش و سكون برسانند. زيرا جز با ياد خدا دل ها آرام و قرار نمى گيرد.

امروزه دنياى غرب گرفتار بيمارى هاى روانى است. روان شناسان ورزيده و خبره كه مدت ها در كشور آمريكا بوده اند، مدعى هستند كه ۵۰درصد بيمارستان هاى آمريكا در اختيار بيماران روحى و روانى قرار دارد.

چندى قبل روزنامه هاى تهران نوشتند كه در آمريكا مردى روانى وارد دانشگاه شد و سى و شش نفر از دانشجويان و برخى اساتيد را به قتل رساند و سرانجام با شليك گلوله اى خود را كشت. بدون ترديد هرگز بيمار جسمى به چنين كارى اقدام نمى كند ولى بيمار روانى براى آن كه خود را از رنج و ناراحتى هاى روحى نجات دهد به چنين جنايت هولناكى اقدام مى كند.

بدون ترديد در پرتو انتشار و نشر فرهنگ غربى در كشور هاى اسلامى، پايگاه هاى اصيل قومى و اسلامى خانواده ها دچار تغيير و تحول شده است. بر همين اساس استحكام و استوارى كه در گذشته ميان اعضاى خانواده وجود داشت به تدريج كاهش يافته است.

دانشمندان غربى در نوشته هاى علمى خود گوشزد كرده اند كه هر قدر انسان ها با خدا ارتباط داشته باشند ابتلا و گرفتار شدن به بيمارى هاى روانى كمتر صورت مى گيرد.

ناگفته نماند، مسلمان هر قدر در پنج بار عبادت و ارتباط با خدا كار خود را صحيح تر و عميق تر انجام دهد، روح ايمان و تقوايش افزايش يافته و در انجام كارهاى غير عبادى با ياد خدا و نام او از انجام برنامه هاى خلاف پرهيز مى كند و به عبارت ديگر در پرتو پنج بار نماز و راز و نياز، خدا را كاملاً شناسايى كرده و حاضر نيست در متن زندگى او برنامه غير خدايى وارد شود.

* نماز معراج مؤمن است

همه انسان ها گمشده اى دارند و آن خالق و رازق و هستى بخش آنان است. خدا از پدر و مادر به انسان نزديك تر، مهربان تر و بخشنده تر است. او همه افراد را با عالى ترين شيوه آفريد و همه موجودات با حول و قوه الهى فعال هستند. او از همه انسان ها به آنان نزديك تر است، با اين كه ديدن ها و گفتن ها و رفتن ها همه در پرتو لطف و عنايت او صورت مى گيرد، ولى انسان غافل او را نمى بيند و از دور خدايا مى كند.

عالم روحانى مى گفت، در خانه وضو گرفتم و احساس كردم كه عينك خود را در اتاق گذشته ام، همه اتاق را گشتم و از عينك خبرى نبود، ناگهان متوجه شدم كه با عينكى كه به چشم دارم، دنبال عينك مى گردم.

سال ها دل طلب جام جم از ما مى كرد- آن چه خود داشت ز بيگانه تمنا مى كرد

خدا هستى بخش مطلق است. واقعيتى است كه با چشم دل مى توان او را ديدار كرد و هرگز در قالب بينش هاى علمى و كلامى و فلسفى نمى گنجد.

يكى از نيازهاى طبيعى انسان ارتباط و سخن گفتن با خداست. يكى از زيبا ترين و جذاب ترين ها، دعا و ارتباط انسان با خداست. خداوند متعال عالى ترين جملات و كلمات را در نماز درباره خود ترسيم كرد تا همه مسلمانان در اوقات نماز با او سخن بگويند و راز و نياز داشته باشند. كلمات و جملاتى كه همه دانشمندان در برابر عظمت و تعالى آنها سر تعظيم فرود مى آورند. الحمدلله رب العالمين، الرحمن الرحيم... تكرار اين كلمات در موقع نماز موجب بينايى چشم و بر طرف شدن همه هم و غم و نورانى شدن چهره نماز گزار مى شود.

انسان هاى مؤمن با ذكر كلمات سوره حمد در درياى بى كران عظمت و تعالى پروردگار غرق مى شوند و از شوق و ذوق گاه به ركوع و گاه به سجده مى روند تا با همه وجود در برابرش كرنش كنند.

* ويژگى نماز مقبول چيست

در پايان بحث نماز به اين فكر افتادم كه اگر كسى سؤال كند نماز مقبول داراى چه ويژگى هايى است، در پاسخ چه بايد گفت خداوند درباره ويژگى نماز مقبول در سوره مؤمنون چنين مى فرمايند: «قد افلح المؤمنون الذين فى صلاتهم خاشعون؛ مردان با ايمان رستگارند، كسانى كه در نمازشان خاشع هستند.»

برخى از ترجمه كنندگان آيات قرآن، خاشع را به معناى فروتنى ترجمه كرده اند. بدون ترديد چنين ترجمه اى صحيح نيست، زيرا خشوع يك واقعيت روحى و روانى است. خداوند متعال در مواردى فرموده است: «الم يان للذين آمنوا ان تخشع قلوبهم لذكرالله؛ آيا زمان آن نرسيده است كه دل هاى مؤمنين در برابر آيات الهى خاشع شود » مرحوم الهى قمشه اى قدس سره در ترجمه قرآن كريم، خاشع را خاضع و خاشع معنى كرده و اين مسأله اى است كه برخى از كلمات قرآن در زبان فارسى داراى معادل نمى باشد، چون هرگز نمى توان معانى كه در خشوع وجود دارد در يك كلمه فارسى پيدا كرد، ولى در پرتو مثال تا حدودى مى توان كلمه خاشع را معنى كرد.

يك انسان درس نخوانده و بى سواد وقتى در برابر عالم و دانشمند بزرگى قرار بگيرد، اولين حالتى كه در شخص ساده به وجود مى آيد، پوچى و حقارت خود اوست. بديهى است اين احساس وقتى تحقق مى يابد كه عظمت و تعالى طرف مقابل را لمس كرده باشد، چنان چه وقتى در برابر امواج خروشان دريا قرار مى گيريم، نخستين چيزى كه در ذهن ما احساس مى شود، كوچكى و حقارت خود انسان است. مسلمان نمازگزار وقتى به نماز مى ايستد با كلماتى كه خدا آنها را ترسيم كرده، به راز و نياز با او مى پردازد.

* سخنى كوتاه با پدران و مادران

خداوند متعال پدران و مادران را مسئول تربيت و ارشاد فرزندان خود قرار داده است. در قرآن كريم مى فرمايد: «قوانفسكم و اهليكم نارا، خود و اهل خويش را از آتش نگه داريد.»

روى اين اصل مسئوليت تربيتى فرزندان به طور مستقيم برعهده پدران و مادران است.

نكته دوم، اين كه پيامبر بزرگوار اسلام به حضرت على(ع) فرمود: «اى على! اگر خداوند فردى را به وسيله تو هدايت كند، ارزش اين كار از كره خاكى كه خورشيد تابان بر آن مى تابد برتر وبهتر است.»

نكته سوم اين كه، خداوند متعال براى سازندگى همه افراد مسلمان، عالى ترين برنامه يعنى نماز هاى پنج گانه را مقرر داشت تا مسلمانان با اقامه صحيح آن خويش را بسازند و بدون ترديد اگر برنامه اى كامل تر از نماز وجود داشت، خداوند به انجام آن دستور مى داد. همه انبيا و پيامبران و اوليا در پرتو نماز خود را به عالى ترين كمال رساندند. امامان معصوم شيفته نماز بودند و عالى ترين راز و نياز خود را به وسيله آن ابراز مى داشتند.

نكته چهارم اين كه، قرآن ظاهر و باطنى دارد، افرادى كه به خواندن قرآن مى پردازند علاوه بر خواندن صحيح آن بايد تلاش كنند معانى و مفاهيم آن را در همه رفتار و كردار خود تجسم بخشند، چنانچه حضرت على(ع) قرآن ناطق بود و پيامبر بزرگوار قرآن مجسم بود، يعنى آيات قرآن در رفتار و كردار اين عزيزان متجلى شده بود. از اين نكته پى مى بريم كه نماز داراى ظاهر و باطنى است. پدران و مادران علاوه بر آشنا ساختن فرزندان خود به ظواهر قرآن، به تدريج آنها را با محتواى واقعى نماز آشنا كنند تا اين امانت هاى الهى به ظاهر نماز اكتفا نكنند. بديهى است پدران و مادران به مرور زمان و در درجه اول، خواندن نماز صحيح را به فرزندان انتقال دهند و سپس در شرايط زمانى مساعد آنها را با اهداف نهايى نماز آشنا كنند و به فرزندان خود بياموزند كه نمازى نزد پروردگار مقبول است كه در آن خشوع و خضوع وجود داشته باشد و نماز خوان امين و صادق بايد باشد و از انجام امور بيهوده اجتناب بورزد تا به تدريج فرزندان با امور معنوى نماز آشنايى پيدا كنند.

نكته پنجم اين كه پدران و مادران براى فرزندان خود الگو هستند. آنها تلاش كنند تا نماز را با اصول اخلاقى و ايمانى برگزار كنند تا فرزندان هم نماز را با محتوا انجام دهند و به تدريج با امور معنوى و كمال نماز آشنايى پيدا كنند.

*************************




>>صفحه اصلي<<

اهداف

موفقيت سازماني
خانواده
روانشناسی
تربیتی
سلامت - زيرذره بين فعال است
بازنشستگان
بخشنامه ها
قوانين و لوايح مجلس
مادر و کودک
ورزشی

ارتباط با مشاور زنان و خانواده 

سايتهاي مرتبط

آيين نامه توسعه مشاركت زنان