*****        منتظر نظرات و پيشنهادات شما همكاران گرامي هستيم *****

از اثرات مثبت انديشي غافل نشويم


 

ايران = شنبه 17 آبانماه 1386

مثبت انديشي و اضطراب

هر كس در زندگى ترس ها و نگرانى هايى دارد. اضطراب ـ به شرط خوب بودن ـ پاسخ مناسبى به اين نگرانى هاست. از نظر روان كاوان اگر اضطراب ناشى از ترس و نگرانى، فرد را به يادگيرى راه هاى مقابله با معضلات زندگى برانگيزد خوب است. اما اگر اين اضطراب، شديد، طولانى و بى تناسب با موقعيت تهديدكننده به وجود آمده باشد نابهنجار و مرضى تلقى مى شود به طورى كه به ناتوانى مى انجامد.

* حالت هاى جسمى و روانى ناشى از اضطراب

اضطراب موجب به وجود آمدن حالت هاى جسمى و روحى خاصى مى شود كه بسيارى از آنها عواقب ناگوارى در پى دارد. دكتر «حسين ابراهيمى مقدم» روان شناس با اشاره به برخى از اين حالات مى گويد: «نگرانى (براى مثال مادرى كه همواره نگران وضع جسمانى فرزندش است)، ترس از وقوع رويدادهاى بد (كسى كه منتظر شنيدن اتفاقات ناگوار است)، ترس از دست دادن كنترل (پدرى كه مى ترسد با از دست دادن كنترل، فرزند خود را بشدت تنبيه كند) و عصبانيت و ناتوانى از رسيدن به آرامش (نوجوانى كه همواره حالت هاى عصبانيت از خود نشان مى دهد) برخى از حالت هاى روانى ناشى از اضطراب محسوب مى شود. برخى از تغييرات جسمانى پس از اضطراب نيز كه از برانگيختگى شاخه سمپاتيك دستگاه عصبى خود مختار مغز حاصل مى شود، افزايش ضربان قلب و فشار خون، سرخ شدن صورت و غش كردن است.»

*يك سوم بزرگسالان دچار اضطراب اند

آمارها بر مبناى تحقيقات و پژوهش ها نشان مى دهد يك سوم بزرگسالان دچار ناراحتى هاى روان شناسى بويژه اضطراب اند. در اين ميان زنان، سالمندان و افراد كم درآمد از سهم بيشترى از اضطراب و مردها، جوانان و كسانى كه در طبقه اقتصادى مرفه هستند از سهم كمترى از آن برخوردارند.

دكتر ابراهيمى مقدم درباره علت و چرايى اين مسأله مى گويد: «با توجه به بافت فرهنگى خاص جامعه ما معمولاً زنان از موقعيت هاى شغلى پائين تر و درآمد كمتر و به تبع آن از امنيت اجتماعى كمتر برخوردارند، اين عوامل به خودى خود اضطراب زاست. سالمندان هم به علت پديده شكاف نسل ها، كم رنگ شدن عقايد و هنجارهاى ارزشى، كم توجهى فرزندان به آنان، كم بودن ميزان احساس امنيت اجتماعى بويژه امنيت اقتصادى و عاطفى و در برخى مواقع نبود حمايت هاى تأمين اجتماعى از بالاترين ميزان اضطراب رنج مى برند. به گواه پژوهش هاى محققان، جوانان با توجه به قدرت ريسك پذيرى بالاتر و تكيه بر نيروهاى جوانى و كم توجهى به استرس هاى موجود در اطراف خود و برخوردارى از اميد به آينده، و اعضاى طبقه بالاى اقتصادى هم به لحاظ دستيابى به امكانات بهتر، تفريح بيشتر، امنيت شغلى و آينده روشن تر به خوبى از اضطراب فاصله مى گيرند.»

* از هم پاشيده شدن خانواده؛ پيامد سنگين اضطراب

پيامدها و تبعات ناشى از اضطراب در خانواده، به روشنى به چشم مى خورد. اضطراب مرضى حتى در برخى مواقع به از هم پاشيدگى كانون گرم خانواده منتهى مى شود.

در اين باره دكتر ابراهيمى مقدم مى گويد: «احساس حالت هاى اضطرابى از جمله تنش، بى قرارى، تحريك پذيرى، اختلالات خواب، سردرد، زودخسته شدن، دل آشوبه و اشكال در تمركز فكر موجب به مخاطره افتادن شغل مى شود و نگرانى از دست دادن شغل، افزايش اضطراب را در پى خواهد داشت. همين امر با شدت بخشيدن به اختلاف هاى خانوادگى به وجود آمده در پى به مخاطره افتادن شغل، حس بدبينى را به وجود مى آورد و همه اين عوامل دست به دست هم مى دهد و در برخى مواقع كانون خانواده را از هم مى پاشد.»

*راهكارهاى مقابله با اضطراب

همواره پس از به وجود آمدن مسائل در چارچوب خانواده، اعضا با تعامل بيشتر و ارتباط نزديك تر مى توانند برخى از موانع را از سر راه بردارند. درباره از بين بردن عوامل به وجود آورنده اضطراب نيز اين تعامل مى تواند كمك مؤثرى باشد. ابراهيمى مقدم درباره راهكارهاى روبه رو شدن با اين مسأله و حل آن در محيط خانه و خانواده مى گويد: «خيلى از مواقع اضطراب در اثر عواملى به وجود مى آيد كه واقعاً به آن اندازه اضطراب زا نيستند. مانند كمى ديرتر رسيدن فرزند از مدرسه يا در اثر عواملى كه بد تفسير مى شوند (براى مثال خانمى به تماس هاى تلفنى همسرش مشكوك مى شود و اين درحالى است كه همسرش بدون آن كه وى متوجه شود در تدارك جشن تولد براى خانمش است.) اما به هر حال مى توان با چند راهكار ساده بخشى از اضطراب موجود در خانواده را از ميان برداشت. برطرف كردن سوء تفاهم ها كه به واسطه صحبت كردن ميان اعضاى خانواده و به تبع آن با آگاهى يافتن از نوع تفكر يكديگر رخ مى دهد از عوامل غلبه بر اضطراب است.

مثبت انديشى و آموزش آن به اعضاى خانواده نيز در كاهش اضطراب نقش كليدى ايفا مى كند. كسانى كه تفكر منفى دارند همواره به دنبال پيداكردن مواردى هستند كه با نوع تفكرشان همخوانى دارد يعنى به دنبال تأييد فرضيه هاى غلط خود هستند و اين موجب مى شود دنيا را تيره و تار و آينده را مبهم ببينند چيزى كه به وضوح اضطراب را افزايش مى دهد. بنابراين بايد به تفكرات مثبت انديشيد.» وى اعتقاد عمومى به داشتن عقل سالم در بدن سالم را مورد تأكيد قرار مى دهد و مى افزايد: «به طور يقين خانواده هايى كه از وضع جسمانى بهترى برخوردارند، ورزش، تغذيه و خواب مناسب را نيز مدنظر قرار مى دهند و به اين ترتيب از افزايش انرژى روانى بهره مند مى شوندكه اين امر خود به كاهش اضطراب منتهى مى شود.»

همچنين به نظر مى رسد اضطراب مانند بدبينى و افسردگى مسرى است، براى مثال مادر داراى حالت هاى اضطراب با نگاه مضطرب خود كه حاكى از نداشتن اعتماد به نفس است، آن را به فرزند خود منتقل مى كند همچنان كه حالت عكس آن صادق است. يعنى فردى كه از آرامش روانى برخوردار است اين موج آرميدگى را در خانواده به وجود مى آورد. كسانى كه از آميزه هاى ارزشى، اخلاقيات و متون دينى در اين باره به درستى بهره مى برند، احساس خوبى دارند ضمن آن كه اين حس را به ديگران انتقال مى دهند كه به عنوان راهكار پيشگيرانه بروز اضطراب مهم تلقى مى شود.»

ابراهيمى مقدم شرطى بودن و يادگيرى حالت اضطراب را مدنظر قرار مى دهد و مى گويد: «تعداد زيادى از روان شناسان بويژه رفتارگرايان به شرطى بودن حالت اضطراب (يادگيرى) اذعان دارند. به همين علت است كه مى بينيم ظاهراً فرزندمان را جسور و شجاع تربيت كرده ايم ولى او نسبت به عوامل اضطرابى شرطى شده است.

بچه ها با مشاهده رفتارهاى ما آن را ياد مى گيرند و نشان مى دهند. براى مثال مادرانى كه از سوسك مى ترسند دخترانشان با ديدن سوسك بشدت مضطرب مى شوند. درحالى كه والدين بايد بدانند كودكان ناخواسته و ناخودآگاه رفتارهاى آنها را مى آموزند.

در اين باره برخى نظريه پردازان معتقدند هر گاه كسى احساس كند در موقعيت وحشتناكى قرار گرفته و قادر به تغيير دادن آن نيست اضطراب در او باقى مى ماند و يا اگر عضوى از خانواده احساس كند كه واقعاً درمانده است و نمى تواند تغييرى در نظام ارزشى و نگرش هاى اعضاى خانواده به وجود آورد به نگرانى و پس از آن اختلال اضطرابى دچار مى شود. البته ارزيابى فرد از موقعيت نيز شدت اضطراب را تعيين مى كند. در خيلى از مواقع افراد به طور ناخودآگاه تمايلى به بهبود وضع بيمار جسمانى خود ندارند و با بزرگنمايى آن، خود را بيشتر مورد توجه قرار مى دهند و انتظار لطف و محبت از سوى ديگران را دارند. بنابراين بايد توجه داشت كه مى توان با تغيير نگرش ها و ذهنيت ها، بخشى از اضطراب درون خانواده را كم كرد.»

وى مى افزايد: «زمانى كه اضطراب در دوره كودكى به وجود آمد پس از گذشت زمان آن را يك صفت پايدار تلقى مى كنيم و با زدن برچسب هاى مختلف، با آن زندگى و با پروراندن اين افكار در ذهن خود به افزايش و استمرار اضطراب كمك مى كنيم. اين باورها علائم جسمانى اضطراب را تشديد مى كند و اجازه برنامه ريزى صحيح و اصولى را از فرد مضطرب مى گيرد و محرك ها را بدتر از آنچه كه واقعاً هستند نشان مى دهد. اين امر به كاهش خودكارآمدى منجر مى شود و برخى مشكلات خانوادگى را پايه ريزى مى كند. بديهى است با اعتقاد به اين كه نمى توانيم از پس تهديد برآييم اضطراب را افزايش مى دهيم. باور به اين كه مى توان اوضاع را به كنترل درآورد ميزان اضطراب را به طور چشمگيرى كاهش مى دهد. احساس درماندگى خانواده نيز از ديگر عوامل به وجود آورنده اضطراب در خانواده است. براى مثال يكى از اعضاى خانواده با رفتارهاى مستبدانه و مكرر خود و بدون در نظر گرفتن احترام و حقوق ديگر اعضاى آن تمام قوانين نوشته و نانوشته خانواده را زير پا مى گذارد و ديگران به علل مختلف مانند آبرودارى و نجابت با او مدارا مى كنند و عملاً حالت هاى تعارض و درماندگى را نشان مى دهند. اين امر در درازمدت به بروز اضطراب منجر مى شود. براى رفع اين اضطراب اتفاقاً بايد با موقعيت اضطراب زا روبه رو شد.»

وى مواجهه درمانى را به عنوان يكى از روش هاى مقابله با اضطراب از سوى روان شناسان مورد تأكيد قرار مى دهد و مى گويد: «در مواجهه درمانى كه در حالت هاى اضطرابى هراس و وسواس مورد استفاده قرار مى گيرد، عنصر اساسى درمان، برانگيختن فرد مضطرب به حفظ تماس با عامل ايجاد كننده اضطراب است. براى مثال از كسى كه وسواس شستن مداوم دست هايش را دارد خواسته مى شود ساعت ها اصلاً دست هايش را نشويد و يا حتى به آلودگى فكر كند تا زمانى كه به آن عادت كند. حساسيت زدايى منظم، غرقه سازى تجسمى و مواجهه عينى بخش هاى مختلف مواجهه درمانى است. در حساسيت زدايى رشته محرك هاى ترسناك درجه بندى شده از خفيف تا شديد مورد استفاده قرار مى گيرد. مثلاً وقتى فردى مضطرب با يك محرك ترس آور به راحتى برخورد كرد محرك شديدترى به او ارائه مى شود. در غرقه سازى، تصور و تجسم موقعيت ترس آور بسيار شديد و پيچيده از سوى درمانگر به درمان شونده ارائه مى شود. در مواجهه عينى نيز موقعيت ترس آور پس از تصور، به كمك درمانگر تجربه و از محرك خفيف تا شديد استفاده مى شود.»

*************************




>>صفحه اصلي<<

اهداف

موفقيت سازماني
خانواده
روانشناسی
تربیتی
سلامت - زيرذره بين فعال است
بازنشستگان
بخشنامه ها
قوانين و لوايح مجلس
مادر و کودک
ورزشی

ارتباط با مشاور زنان و خانواده 

سايتهاي مرتبط

آيين نامه توسعه مشاركت زنان