*****        منتظر نظرات و پيشنهادات شما همكاران گرامي هستيم *****

زن‌هايي كه ديده نمي‌شوند



همشهري

خيلي خوشحال شدم وقتي ديدم كه بالاخره يك نفر پيدا شد و راجع به ما زن‌هاي خانه‌دار حرف زد.

مثل يك ناجي افسانه‌اي كه آمد و ديد و شنيد و نه فقط گفت، بلكه به تصوير هم كشيد. زن خانه‌دار موضوع جديدي براي گفتن ندارد. لااقل مدت‌هاست كه همه اين را مي‌دانيم. باور كرده‌ايم كه زن خانه‌دار را به حساب بياوريم.

از بس كه گفتيم و شنيديم، باور كرده‌ايم كه زن خانه‌دار را به حساب بياوريم. از بس كه گفتيم و شنيديم و خوانديم كه «خانه‌داري» جزء شغل‌هاي شاق و پرزحمت است اما حتي در قوانين وزارت كار هم جزء «مشاغل سخت» محسوب نشده است خسته شديم. يك نفر پيدا شده و با تصويري ساده، يك روز از زندگي يك زن خانه‌دار را نمايش مي‌دهد. كلام زياد به كار نمي‌رود. حرف جذابي شنيده نمي‌شود. مدام منتظر يك هيجان هستيم؛ اما مگر در زندگي يك زن خانه‌دار، موضوع هيجان‌انگيزي هم وجود دارد؟

زندگي آن‌قدر ساده است كه هر كس به فراخور حال خود توصيفي برايش دارد؛يكي مي‌گويد سخت است و ديگري مي‌گويد سخت‌نگير. يكي مي‌گويد آسان است و ديگري مي‌گويد نفست از جاي گرم درمي‌آيد. واقعا زندگي را به قول قديمي‌ها هر جور بگيري همان جور است. اما واقعا سخت است براي كساني كه كار زيادي براي انجام دادن ندارند و آسان است براي اينكه ياد مي‌گيريم براي هر مشكلي راه‌حلي پيدا كنيم. وقتي قرار باشد يك زن خانه‌دار، يك روز از زندگيش را تعريف كند چه چيزي خواهد گفت؟ همان داستان هميشگي و تكراري صبحانه خوردن،تدارك براي ناهار و شستن لباس‌ها و خريد كردن و تكرار روز قبل كه واقعا ملال‌آور است.

زن خانه‌دار عادت كرده است كه هر صبح، همه اهل خانه، خانه را ترك كنند و به دنبال روز جديدي با اتفاقات جديد بروند. اما همين اهل خانه نمي‌توانند تصور كنند كه يك زن خانه‌دار هم به روز جديد نيازمند است. اين كه هر روز همان كارها را انجام بدهد و بپذيرد كه همين است كه هست و وقتي براي خودش، براي فكر كردن به خودش نداشته باشد جزء تفكر عموم مردم درآمده است. عادت كرده‌ايم كه از يك زن خانه‌دار، يك شاعر يا نقاش نبينيم .

زني كه روزش مي‌كند يا خلاقيتش فقط در بشقاب غذاي متنوعي كه جلوي ما مي‌گذارد ظهور نكند.زني كه فقط يك كار بلد است: خانه‌داري؛ و به جايي مي‌رسد كه فرزندش دوست ندارد او را به عنوان يك زن خانه‌دار معرفي كند. آخر يك كودك چطور مي‌تواند در مقابل همكلاساني كه مادرهايشان شاغل هستند به مادري كه فقط خانه‌دار است افتخار كند! شعار دادن كه كافي نيست. اين كه بگوييم بچه‌هايي كه مادرانشان خانه‌دار هستند با بچه‌ها‌ يي كه مادران شاغل دارند متفاوت‌اند داستاني كهنه است.

آنچه مهم است سوالي است كه روزي هر زن خانه‌داري از خودش مي‌پرسد: پس من چه؟ و اينگونه است كه درگير تكرار و ملال روزمرگي مي‌شود به حدي كه مدام به گذشته كوتاهي فكر مي‌كند كه روزها يا شب‌هاي خوشي را پشت‌سر گذاشته است. زندگي قشنگ است. قشنگ‌تر از حدي كه بتوانيم تصورش را بكنيم. اصلا هم تكراري نيست، روزها هم پرملال و يكنواخت نيستند.

اما آنچه مي‌گذرد عمر ماست و اين مهم است كه آن را چگونه بگذرانيم و در پايان هر روز به خودمان چه نمره‌اي از رضايت بدهيم. زن خانه‌دار تلاشي مضاعف مي‌كند براي برآوردن حاجات همه افراد خانواده و نيز حفظ آرامش براي اينكه لابد آب توي دل كسي تكان نخورد! اما چنان كه كارگردان محترم سيما هم تصوير كرده است زن خانه‌دار، زني است كه اصلا به حساب نمي‌‌آيد.

شايد چون خودش ترجيح مي‌دهد كه پشت پرده بماند، اشك‌هايش را با آب سرد بشويد تا كسي نداند در دل او چه غوغايي است و گوشي هم براي شنيدن حرف‌هايي كه در دل اوست، نباشد. مگر دوستي كه بپرسد: حالت چطور است؟ و زن باز هم پرده‌پوشي كند و بگويد: هيچ خوبم. چند بيننده دقيق وجود دارند كه واقعا از يك زن خانه‌دار ‌ بپرسند: حالت چطور است؟ داد از حال درونش. حرف‌هاي گفتني و شنيدني زيادي بر زبان آورد.

*************************




>>صفحه اصلي<<

اهداف

موفقيت سازماني
خانواده
روانشناسی
تربیتی
سلامت - زيرذره بين فعال است
بازنشستگان
بخشنامه ها
قوانين و لوايح مجلس
مادر و کودک
ورزشی

ارتباط با مشاور زنان و خانواده 

سايتهاي مرتبط

آيين نامه توسعه مشاركت زنان