*****        منتظر نظرات و پيشنهادات شما همكاران گرامي هستيم *****

صرفه جويي


 

ايران = دوشنبه پنجم آذرماه 1386

كم نه، درست مصرف كنيم

«صرفه جويى كم مصرف كردن نيست، درست مصرف كردن است.» هرچند همه ما بارها اين جمله را شنيده يا خوانده ايم، اما اغلب از كنار آن بى تفاوت گذشته ايم. آمارهاى بالاى ميزان اسراف نان، ميوه، كاغذ، بنزين و بسيارى ديگر از موهبت هاى خدادادى حرف ما را ثابت مى كند. اين كه چرا در اغلب خانواده هاى ايرانى با وجود تربيت دينى و آموزه هاى اخلاقى، صرفه جويى هنوز نهادينه نشده يا رنگ و بويى ندارد، موضوعى است كه از نظر كارشناسان مسائل اجتماعى و اقتصادى قابل تأمل است. در مبانى عقيدتى مسلمانان به مراتب اين امر مورد توجه و تأكيد قرار گرفته است. در قرآن كريم آمده است: «از نعمت هاى الهى بخوريد و بياشاميد ولى اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.» (سوره اعراف آيه ۳۱) صرفه جويى به تعبيرى ترسيم آينده در قالب برنامه ريزى صحيح و درست است. اين برنامه ريزى تنظيم دخل و خرج را شامل مى شود. بنابراين صرفه جويى كردن به معناى داشتن تفكرى آينده نگرانه است به گونه اى كه هم مى توان از زندگى امروز احساس رضايت داشت و هم از آينده خيالى آسوده.

* صرفه جويى در مواقع بحران و فشار

دكتر «احمد روستا» اقتصاددان درباره جايگاه فرهنگ صرفه جويى مى گويد: «اصولاً صرفه جويى از پديده هايى است كه با فرهنگ فردى، خانوادگى و اجتماعى عجين است. براى مثال مردم شهرهاى يزد، كاشان و اصفهان سمبل صرفه جويى هستند. با صرفه جويى مى توان خرج زندگى را مديريت كرد. اگر انسان بتواند در همه پديده هاى زندگى از جمله خرج كردن ميانه روى و با توجه به منابع درآمدى خود در صرف هزينه دقت كند، صرفه جويى معنا پيدا مى كند. متأسفانه در جامعه ما به خاطر نداشتن تربيت درست، به برنامه ريزى در امور زندگى چندان پرداخته نشده است و تمرين كافى در اين زمينه نداشته ايم. در برخى مواقع صرفه جويى نكردن ناشى از بى تفاوتى نسبت به آينده است. هرگاه نگرش ما نسبت به زندگى كوتاه مدت، نااميدانه و مقطعى باشد حساسيت و توجه به دو عامل هزينه و فايده و دخل و خرج كاهش پيدا مى كند. اين امر موجب مى شود به جاى درست خرج كردن، پس انداز و آينده نگرى، به فكر گذران زندگى و خرج كردن باشيم. البته صرفه جويى به نوع خصوصيات فردى و موقعيت شغلى افراد نيز بستگى دارد. به اين معنى كه متأثر از عوامل جمعيت شناختى از قبيل نسل، جنس، شغل، تحصيلات، درآمد و محل سكونت است. در برخى مواقع نيز اين امر متأثر از فضاى كار در سازمان، نهاد و محيط كارى است كه انسان در آن به كسب و كار مى پردازد. همچنين صرفه جويى تحت تأثير اقتصاد و برخى عوامل محيطى و حاكم بر جامعه است به طورى كه گاهى به صورت عادت درمى آيد.»

وى با تأكيد بر لزوم ارائه آموزش هاى مناسب به كودكان درباره چگونگى به كارگيرى منابع اضافى و پس اندازها مى افزايد: «از دوره دبستان تا دوره دانشگاه بايد آموزش هايى به بچه ها داده شود تا به درستى از پس اندازها براى بهره گيرى در آينده استفاده كنند. جامعه ما به علت عوامل فرهنگى و تاريخى و بويژه روحيه نزديك بينى نسبت به مسائل كمتر صرفه جويى مى كند اما برخى از اقشار جامعه صرفه جويى را به عنوان شيوه مناسب زندگى پذيرفته اند. اين پديده حتى ممكن است تغيير و تحولاتى را در زندگى انسان ها موجب شود. برپايه تحقيقات برخى جوامع از جمله جامعه ما زمانى كه در شرايط قوت و موضع قدرت قرار دارند، به مديريت دخل و خرج خود كمتر توجه مى كنند و هرگاه گرفتار بحران و فشار اقتصادى مى شوند به صرفه جويى روى مى آورند. اين مسأله نشان دهنده ضعف است.»

دكتر روستا در برآوردن نيازها دو گروه را مدنظر قرار مى دهد و مى گويد: «تعدادى از انسان ها به دنبال رفع نيازهاى خود و عده بسيارى به دنبال برآورده كردن آزها و طمع هاى خود هستند. كسانى كه به نيازها بيشتر توجه دارند، صرفه جويى را لازمه زندگى قلمداد مى كنند و شرايط بهترى را از اين طريق براى آينده فراهم مى كنند. چرا كه سرمايه گذارى امروز وسيله اى براى دستيابى به آرامش فردا محسوب مى شود. اما برآورده شدن نيازهاى كسانى كه اسير طمع هاى خود هستند، ممكن نيست. آنان همواره به خاطر طمع هاى خود، همه آنچه را كه دارند خرج مى كنند اگرچه ممكن است منطقى براى آن در ميان نباشد.» وى معتقد است انسان موجودى اجتماعى ـ اقتصادى است. انسان اقتصادى مى تواند با منابع محدود به نيازهاى نامحدود توجه ويژه و متعادل داشته باشد.

* با رفتار نهادينه مى شود

دكتر «بهروز وادى» جامعه شناس درباره فرهنگ صرفه جويى در جامعه مى گويد: «الگوى مصرف، رفتارى است كه در فرآيند جامعه پذيرى (socialization) آموخته مى شود. كودك در خانواده در معرض هنجارهايى كه در آن وجود دارد، قرار مى گيرد. ارائه الگوهاى هنجارى از جمله الگوى مصرف در كودك تأثير بسزايى برجا مى گذارد. البته اين الگو از طريق رفتار والدين و اعضاى خانواده در او نهادينه مى شود نه از طريق نصيحت كردن. به عقيده بسيارى از روانشناسان بخش عمده اى از نظام الگوهاى هنجارى در سال هاى اول زندگى فرد و تا سن پنج سالگى در خانواده شكل مى گيرد. نهاد آموزش دومين نهاد پس از خانواده است كه در جامعه پذيرى فرد نقش مؤثرى ايفا مى كند. البته در اين ميان همسويى آموزش ها در نهادهاى خانواده و نظام آموزشى مهم تلقى مى شود چرا كه در برخى مواقع تعارض بين آموزش هاى مدرسه و خانواده كودك را دچار چندپارگى شخصيت مى كند. البته گاهى اوقات ممكن است آموزش الگوهاى هنجارى از سوى خانواده و مدرسه درباره موضوعى از جمله درآمد و صرفه جويى در يك راستا ولى منفى باشد. در اين شرايط فرهنگ تنظيم رابطه اصولى و منطقى بين مقوله پول و پس انداز و استفاده از آن به عنوان ابزارى مطلوب ارائه نمى شود. بنابراين زمانى كه فرد به عنوان فرد بالغ در جامعه حاضر مى شود رفتار مصرف صحيح از سوى او به چشم نمى خورد.» وى در آسيب شناسى مصرف، خانواده و نظام آموزشى را مدنظر قرار مى دهد و مى گويد: «البته آگاهى دهى در برخى موارد از جمله درباره نحوه مصرف ارائه نمى شود، بلكه فقط امر و نهى مى شود. در اين ميان رسانه ها هم نقش خود را بخوبى ايفا نمى كنند. به عقيده روانشناسان آگاهى دهى در قالب امر و نهى و جمله هاى كليشه اى تأثير خاصى روى مخاطب نمى گذارد چرا كه فرآيند تأثيرگذارى از قانون مندى خاصى تبعيت مى كند و در ارائه آن بايد نيروى متخصص و علمى به كار گرفته شود. برپايه پژوهشى درباره آلودگى هواى تهران و آگاهى مردم نسبت به عواقب آن، در جامعه به مسائل حاشيه اى اين معضل بيشتر توجه شده است در صورتى كه مردم بايد با تحليل هاى ريشه اى توجيه شوند. در اين پژوهش به امكان پيدايش ۵۰ نوع سرطان در هواى آلوده تهران اشاره شده بود در صورتى كه آگاهى اجتماعى نسبت به اين مسأله بسيار كم بود. از طرفى ۷۰ تا ۸۰ درصد ميزان آلودگى هواى تهران ناشى از خودروهاست. با آگاهى بخشى درست و عميق نسبت به اين مسأله مى توان به همكارى مردم اميدوار بود.

ضعف اطلاع رسانى دقيق در كم توجهى به بسيارى مسائل همچون مصرف بنزين به وضوح ديده مى شود.»

* فرهنگ اشرافى گرى

دكتر مرادى به تبعيت جامعه از فرهنگ اشرافى گرى اشاره مى كند و مى افزايد: «با وجود آن كه سه دهه پيش از نظام اشرافى گرى فاصله گرفته ايم اما كم وبيش اين فرهنگ در جامعه جارى است چرا كه جامعه ايرانى هزاران سال با اين فرهنگ خو گرفته است. ضمن آن كه واقعيت ها نشان دهنده آن است كه پرمصرفى نشانه داشتن كلاس است و صرفه جويى با خسيس بودن يكسان گرفته مى شود. ذهنيت نسبى گرايى كه ويژه جوامع مدرن است در جامعه ما به چشم نمى خورد، به طورى كه ما همواره دوسوى مطلق را مى بينيم؛ خوب يا بد. صرفه جويى نكردن درجامعه ما موضوعى عام است و به طبقه خاصى اختصاص ندارد. برخى افراد براساس ارزش نمادين، صرفه جويى نكردن و ولخرجى را به عنوان امرى نمادين به كار مى برند و آن را يك ارزش تلقى و از آن به عنوان شاخصى براى قرار گرفتن در پايگاه اجتماعى بالاتر استفاده مى كنند.»

* تبعات صرفه جويى نكردن

دكتر مرادى تبعات منفى ناشى از بى توجهى به صرفه جويى را در سطوح فردى، خانوادگى و اجتماعى مورد تأكيد قرار مى دهد و مى گويد: «در حوزه فردى اگر مهارت تنظيم رابطه پول و هزينه وجود نداشته باشد، فرد خيلى دير به استقلال مالى مى رسد و آسيب پذير مى شود. همچنين به خاطر مسائل مالى و خوب پس انداز نكردن، نمى تواند در زمان معين و مناسب ازدواج كند و تشكيل خانواده دهد. در سطح خانوادگى هم بحران ها و تنش هاى مختلف بين والدين و فرزندان بروز مى كند. صرفه جويى نكردن، در سطح اجتماعى با توجه به آن كه جامعه متشكل از افرادى است كه الگوى مصرف را به خوبى رعايت نكرده اند، به از بين رفتن منابع و مصالح ملى مى انجامد. زمانى كه فرد از طريق مصرف گرايى خود را ارضا كند و به واسطه آن طبقه اجتماعى اش را بالاتر از حد واقعى نشان دهد ارزش هاى انسانى به حاشيه رانده مى شود و آسيب هاى اجتماعى در جامعه خود را نشان مى دهد.»

*************************




>>صفحه اصلي<<

اهداف

موفقيت سازماني
خانواده
روانشناسی
تربیتی
سلامت - زيرذره بين فعال است
بازنشستگان
بخشنامه ها
قوانين و لوايح مجلس
مادر و کودک
ورزشی

ارتباط با مشاور زنان و خانواده 

سايتهاي مرتبط

آيين نامه توسعه مشاركت زنان