*****        منتظر نظرات و پيشنهادات شما همكاران گرامي هستيم *****

حضور اجتماعى زنان را با سطحى نگرى به همهمه تبديل نكنيم



ايران = دوشنبه 7 فروردين 87

در همهمه آرا و نظريات مختلف و گاه افراطى و يكجانبه اى كه هر يك به نوعى مسئله دفاع از حقوق زنان را در قالب «مظلوميت زنان در جهانى كه ظاهراً مرد محور است» فرياد مى زند، نوشتن از زنان و براى زنان كار آسانى نيست چرا كه نوشتن با نگاه منصفانه درباره زنان، شايد ايستادن بر لبه پرتگاهى باشد كه هر اظهار نظر ناآگاهانه اى مى تواند فرد را در خطر سقوط قرار دهد و موجب لغزش و انحراف تعداد زيادى از افراد شود. پرداختن درباره زنان مستلزم داشتن نگرش و بينشى صحيح از اوضاع آنان در گذشته و حال است. به اعتقاد مهرى سويزى مديركل دفتر امور زنان وزارت آموزش وپرورش، داشتن دغدغه براى اداى «حق مطلب» و بيان «مطلب حق» از مهم ترين شاخص ها و نيازها براى ورود به حوزه زنان و نوشتن درباره آنان است. آنچه مى خوانيد مصاحبه اى است كه درباره گفتمان هاى اصلى حوزه زنان با اين عضو شوراى فرهنگى اجتماعى زنان انجام داده ايم.

* خانم سويزى! از ديدگاه شما مهم ترين مسئله مورد تأكيد در حوزه زنان كه بايد پيش و بيش از هر چيز مورد توجه قرار گيرد، چيست ?

هم اكنون با پنج گفتمان تنومند و برجسته در حوزه زنان روبه رو هستيم. شما به عنوان جامعه خبرى كه براى زنان و درباره آنان مى نويسيد، بيش از هرچيز نيازمند داشتن ديد وسيع و صحيحى در باره زن هستيد، زيرا نگرش صحيح درباره موضوع زنان، نگرش قوى را به دنبال خواهد داشت كه در كنار آن نگارش قوى نيز ايجاد مى شود، در حقيقت نگرش صحيح و نگارش قوى در كنار هم مى تواند خبرى را در دل مخاطب باورپذير و روان كند، بر همين اساس جامعه خبرى زنان بايد هم دانش، مهارت و هنر خبر رسانى و هم بينش و نگرشى كه براساس آن، خبر توليد و گزينش مى شود را كسب كند، به تعبير ديگر ما بايد در حوزه زنان دو دغدغه داشته باشيم؛ نخست دغدغه بيان مطلب حق و دوم حق مطلب را ادا كنيم.

بنابراين بيش از هميشه اين نياز وجود دارد كه در اين حوزه دايره بينش و بصيرت خود را درباره موضوع زن وسيع تر كنيم.

* به طور حتم شناخت پنج گفتمان برجسته در حوزه زنان، تا حد زيادى به افزايش بينش و بصيرت بانوان كمك مى كند، لطفاً به طور خلاصه درباره اين گفتمان ها و چگونگى پيدايش آنها توضيح دهيد

سه گفتمان از هيچ انگارى زنان تا شىء انگارى و مسئله انگارى آنان دامن مى گشايد و دوام پيدا مى كند، يعنى روزگارى گفتمان هيچ انگارى زنان غالب بوده است. در حقيقت در اين گفتمان زنان هيچ محلى از موجوديت و حضور نداشته اند. در آن زمان در همه جاى اين كره خاكى از اروپاى كهن گرفته تا سرزمين حجاز ردپاى اين نگرش به چشم مى خورد. براى مثال، شاعر عرب در دوره جاهليت در اشعار خود مى گويد: «ما براى زن دو قبر در نظر گرفته ايم. قبر نخست خانه شوهر و قبر دوم دل خاك است، اما همواره قبر دوم را ترجيح مى دهيم تا زن به قبر ديگر نرسد.» نمونه هايى از حاكميت اين نوع تفكر در اروپاى كهن نيز ديده مى شود. در همين مقطع تاريخى يعنى در سال ۱۸۵۰ ميلادى در انگلستان به عنوان يك كشور كهن در سرشمارى ها، فقط نفوس ذكور را مى شمردند و عدد زنان به حساب نمى آمد. گفتمان ديگر در اين ميان، گفتمان شىء انگارى زنان است، يعنى از لحظه اى هم كه قرار شد زن ديده شود، به او نگاه سود جويانه و ابزارى شد. اريك فروم در همين مقطع زمانى درباره آزادى زنان مى گويد: «دو نوع آزادى براى زنان وجود دارد، نخست آزادى از چه و دوم آزادى براى چه اما آنچه كه در جامعه من به آن توجه مى شود، آزادى از چه است نه آزادى براى چه » آزادى از چه از هويت، اخلاق، معيارهاى انسانى، فرهنگ و از هرچه كه تو را مقيد به قيودات انسانى مى كند.

در اين گفتمان آنچه براى زن اتفاق مى افتد، آزادى انديشه نيست، آزادى اندام است. در اين نوع آزادى ميان صاحبان سرمايه و كانون هاى مشتاق و معطل لذت طلبى پيوند نامباركى ايجاد مى شود تا به نيازهاى آنان پاسخ دهد. جالب تر آن كه اين گفتمان هنوز هم در بسيارى از نقاط جهان طرفدار دارد. به طورى كه ما در حالى به استقبال هزاره سوم رفتيم كه خبر دردناكى از سود ۲۵۶ ميليارد دلارى تجارت اينتر سكس در جهان شنيديم. شما فكر كنيد اين حجم از سود به قربانى شدن چه تعداد زن و دختر معصوم در جامعه جهانى منجر شده است. در حقيقت در گفتمان شىء انگارى به زن ياد مى دهند كه همه عُرضه تو در عَرضه تو است. در گفتمان سوم يا مسئله انگارى زنان نيز، ديگر زن موضوع نيست بلكه يك مسئله است. آغاز اين گفتمان به سال ۱۷۸۹ ميلادى يعنى به زمان انتشار اعلاميه حقوق بشر فرانسه باز مى گردد. در اين اعلاميه از زنان حتى به عنوان بشر هم اسمى برده نمى شود. زنان آگاه در آن زمان با خواندن اين اعلاميه در قالب گروه هاى كوچك چند نفره، اعتراض خود را اعلام كردند، كه بعدها گروه آنان به مكتب فمينيسم «گروه هاى زن گرا» موسوم شد. در واقع اعتراض زنان در آن زمان صحيح و بجا بود، بنابراين فمينيسم در نقطه تشكيل و در علت پيدايش خود فرياد زنان حق طلب فرانسه در برابر ظلمى بود كه آنان را حتى انسان نمى ديد، اما اين مكتب در ادامه به علت آن كه بر آرا و اصول صحيح مبتنى نبود به انحرافى بزرگ، سهمگين و با مخاطراتى عظيم تبديل شد. به طورى كه در موج دوم اين گفتمان كه با فرياد تساوى گرايانه همراه بود، جلوداران فمينيسم از هواداران خود خواستند تا «زن بودن» خود را فراموش و با شيفتگى عظيمى به سمت «مرد بودن» حركت كنند. اين موج اگر چه در ظاهر با ادبيات دفاع از زن همراه بود اما در باطن اصالت را به مردان مى داد. افسردگى زنان، ناديده گرفتن حقوق طبيعى آنان و فروپاشى بنيان خانواده از دستاوردهاى وحشتناك گفتمان مسئله انگارى زنان است.

* به نظر مى رسد هم اكنون موج افراطى ديدگاه هاى فمينيستى در بيشتر كشورها فروكش كرده است و بسيارى از زنان نيز نسبت به شعارها و عملكرد تند اين مكتب دلسرد شده اند، شما وضعيت كنونى فمينيسم ها را در كشورهاى توسعه يافته چگونه ارزيابى مى كنيد

در حقيقت فمينيست ها امروز پس از پشت سرگذاشتن همه آزمون و خطاها و پرداخت تبعات سنگين به اين نقطه رسيده اند كه پشت كردن به واقعيت ها و تفاوت هاى موجود ميان زن و مرد، پشت كردن به يك خيز علمى و حقيقى است. هم اكنون فمينيست ها به استقبال موج چهارم از گفتمان مسئله انگارى زنان يعنى «بازگشت به ارزش هاى زنانگى» رفته اند. الكسيس كارل در كتاب انسان موجودى ناشناخته مى گويد: «قوانين طبيعت خاموش و ساكت اند اما به متخلفان از آن پاسخ سنگينى مى دهند.»

ما نمى توانيم به آنچه كه علم است و حقيقت دارد، پشت كنيم.

البته در كنار اين سه موج، دو گفتمان هم مطرح است. نخست گفتمان واپس گرايانه يا تحجر محور. اين گفتمان به غرب، تكنولوژى و به طور كلى نسبت به جهان پيرامون بى تفاوت است، صاحبان اين نگرش در ظاهر علاقه مند به آموزه هاى دينى هستند و دغدغه اجراى دستورات دين را دارند اما دراصل براى زن تا اندازه اى كه خود مى خواهند و مى پسندند، احترام قائل اند و نه بيشتر! در حقيقت صاحبان اين نگرش، اصولى را به عنوان پايه فكرى و نگرشى خود انتخاب و مطرح مى كنند كه براساس آن، همه هويت و حيثيت زن در چارچوب خانه معنا پيدا كند. زن در اين رويكرد وجود مستقل ندارد و فقط در كنار مرد موجوديت مى يابد.

امام خمينى(ره) پيش از انقلاب اسلامى دركنار اين گفتمان، رويكرد ديگرى را با عنوان گفتمان اصولى، اعتدالى در حوزه زنان مطرح كردند. در اين نگرش نه تنها زن داراى يك هويت مستقل انسانى است و وجود او طفيلى وجود مرد نيست، بلكه به راه فساد، انحراف و غرب زدگى نيز كشيده نمى شود. نگاه اصولى و اعتقادى امام (ره) در آن زمان موجب شد تا توازنى خردمندانه ميان نقش هاى خانوادگى و ضرورت هاى اجتماعى جامعه زنان ايجاد شود، در حقيقت خانواده در اين نگاه فدا نمى شود و منظور از خانواده محورى نيز خانه محورى يا خانه نشينى زنان نيست. در اين رويكرد، خانواده و حضور اجتماعى زن در كنار هم معنا پيدا مى كند. متأسفانه در چند سال گذشته موضوع زن در جامعه به افراط و تفريط هايى دچار شده كه در نهايت سلامت جامعه زنان را نشانه گرفته است، بنابراين اكنون بيش از هر چيز نيازمند اصلاح اين نگرش در حوزه زنان هستيم.

* شما براى تعديل اين نگاه نامتعادل در حوزه زنان چه راهكارعملى پيشنهاد مى كنيد ?

ما بايد ابتدا باوركنيم كه حضور مسئولانه زنان در ميدان هاى مختلف فرهنگى، سياسى و اجتماعى به نتايج و پيامدهاى مثبت بى شمارى ختم مى شود و اين نگرش، همان نگاه بالنده و مترقى اسلام ناب بدون هيچ گونه افراط و تفريطى به موضوع «زن» است. زيرا بزرگنمايى و سطحى نگرى در بيان مسائل زنان موجب مى شود تا حرف زدن از حضور اجتماعى زن به همهمه اى اجتماعى تبديل شود. از سويى ديگر در برابر اين هياهو نيز موج ديگرى با عنوان «خانه محورى، بدون اعتنا به حضور اجتماعى زنان» شكل گرفته كه هر دو تفكر در نهايت به ضرر زنان تمام مى شود، بنابراين به نظر مى رسد تنها راه برون رفت از اين مسئله، اتصال به نگاه اصولى و اعتدالى امام (ره) و رهبرى است. زيرا در اين نگرش زن خانه دار نه تنها احساس حقارت، كلفتى و نوكرى نمى كند بلكه باحضور خود در خانه به رشد فرهنگى، اجتماعى و تربيت نسل آينده نيز كمك خواهد كرد.

* در رويكرد دوم يعنى نگاه اصولى و اعتدالى به زن، چه شاخصه هايى براى حضور اجتماعى بانوان در جامعه تعيين شده تا با وظيفه اصلى زنان كه حفظ بنيان خانواده است، در منافات نباشد.

در حقيقت، در نگاه مترقى اسلام براى حضور اجتماعى زنان چهار مجوز تعيين شده است، مجوز نخست، دفاع از ارزش ها و حاكميت بخشى به ارزش هاست، يعنى در جايى كه حفظ ارزش هاى دينى و ملى مطرح است همچون تظاهرات و راه پيمايى ها حضور زنان لازم است. دوم در انجام فرايض عبادى مثل رفتن به حج، سوم انجام حوايج شخصى نظير مراجعه به پزشك و به جا آوردن صله ارحام. مجوز چهارم انجام حوايج مسلمين به دست زنان است. دراينجا مسئله اشتغال بانوان به خوبى ديده شده است، يعنى بانوان براى رفع مشكلات مسلمان ها مى توانند مشاغل متناسبى با روحيه زنان نظير معلمى، پزشكى و غيره را انتخاب كنند.

*************************




>>صفحه اصلي<<

اهداف

موفقيت سازماني
خانواده
روانشناسی
تربیتی
سلامت - زيرذره بين فعال است
بازنشستگان
بخشنامه ها
قوانين و لوايح مجلس
مادر و کودک
ورزشی

ارتباط با مشاور زنان و خانواده 

سايتهاي مرتبط

آيين نامه توسعه مشاركت زنان