*****        منتظر نظرات و پيشنهادات شما همكاران گرامي هستيم *****

ما و فرزندانمان


ايران = سه شنبه سيزدهم آذرماه 1386

پدر و مادر شدن بدون كتاب

رالف شوئنشتاين‎/ترجمه: تهمينه مهربانى

خواندن كتاب براى اين كه كسى از روى آن، پدرى كردن و مادر بودن را ياد بگيرد، همان قدر مفيد است كه خواندن كتاب «هنگامى كه كوسه به ما حمله مى كند، چه بايد بكنيم » براى مقابله با كوسه ها: «نترسيد! اصلاً نترسيد! ابداً نگذاريد كوسه متوجه شود كه ترسيده ايد. با يك چكش كوچك يا با مشت، آرام روى پوزه كوسه فشار وارد كنيد و دقت داشته باشيد كه او متوجه شود كه داريد به رفتارش پاسخ منطقى مى دهيد و به هيچ وجه تحريك نشده ايد و قصد تهاجم به او را نداريد.»

مطالب كارشناسانه درباره پدرى و مادرى كردن، درست به اندازه اين كتاب، بى معنى است، تازه! آن هم به شرط آن كه بچه ها اصلاً به شما فرصت بدهند كه كتاب بخوانيد. دكتر اسپاك كه آمريكايى ها حرف هايش را وحى منزل مى دانند مى گويد كه در اين كار بايد به غرايز خود اعتماد كنيد، حتى اگر فرمان بدهد كه بايد بچه را با موشك به كره ماه فرستاد! بزرگ كردن بچه، هميشه تركيبى بوده است از مهارت كورمال كورمال در تاريكى راه رفتن، اميدوار بودن، عاشقى كردن و شانس آوردن. البته هميشه هم ترتيبش اين طورى كه من گفتم، نيست! گاهى هم بايد از آخر به اول برويد يا از اواسط. ريچارد كوهن كه مقاله نويس مشهورى است، ولى در اين زمينه مانند همه ما خيال مى كند كه خيلى بلد است، اما در واقع خيلى كم بلد است، كل ماجرا را در يكى دو جمله جمع بندى كرده است: «همه زن ها و مردها مى توانند بچه بزرگ كنند، چون در طول تاريخ اين كار را كرده اند و تقريباً هيچ بلاى جدى و خانمانسوزى بر سر بچه ها نيامده است!»

من و همسرم بدون استفاده از كتاب (البته غير از كتاب اسپاك كه از نان شب براى ما واجب تر است!) دو دخترمان را بزرگ كرديم. آنها چهار سال با هم تفاوت سن داشتند و در اوقاتى كه با هم نمى جنگيدند، كم وبيش با هم دوست بودند. من به عنوان يك پدر اين وسط چه كاره بودم هيچ! همين طور الكى منتظر بودم كه آنها بالاخره از نظر عاطفى به بلوغ برسند و تقريباً هميشه يك جور احساس «موقتى بودن» به من دست مى داد. در اين جور مواقع سعى مى كردم با كودك درونم تماس بگيرم، ولى كودك درون من عجيب رياست مآب بود و كارى مى كرد كه دختر بزرگم در سن چهار سالگى از من بپرسد: «بابا! وقتى بزرگ شدى مى خواهى چكاره بشى »

بهتر است بدانيد اين آقايى كه درباره پدرى كردن كتاب نوشته (يعنى من) و خيال مى كند مى تواند شما را راهنمايى كند، براى اين كه از دست بچه هايش خل و چل نشود، توى خيابان با صداى بلند آواز مى خواند و هميشه عادت داشت روى شانه دختر كوچكش بزند و فرياد بكشد: «ديدى بالاخره گيرت انداختم!» در آن سال هاى تلاش براى شادمانه آواز خواندن و روى شانه دخترك زدن و بعد هم به سرعت برق فرار كردن، مطمئن بودم كه دارم وظايف پدرى خود را به نحو احسن انجام مى دهم. اگر غير از اين فكر مى كردم، از تصور اين كه بود و نبودم فرقى نداشت و چه بسا بچه ها بدون تئورى هاى تربيتى من، سالم تر هم بزرگ مى شدند، روزگارم را سياه مى كرد. بهترين كارى كه از دستم برآمد اين بود كه براى موقع خواب بچه هايم يك لالايى بنويسم و برايشان بخوانم و البته به محض اين كه آنها زبان باز كردند، سرم داد زدند كه: «به اين هم مى گويند لالايى ما مى ترسيم!»

يك روزى رسيد كه دختر اولم ۱۵-۱۴ ساله شد. از همسرم پرسيدم: «عزيزم! آيا واقعاً توى زندگى، كارى مفرح تر از بزرگ كردن يك بچه وجود داره » او همان طور كه آشپزى مى كرد، گفت: «از كجا بدونم ما كه هيچ وقت چيز ديگه اى رو امتحان نكرديم.»

و اين مردى است كه مى خواهد با كمك همسرش به شما ياد بدهد كه چطور پدر و مادر خوبى باشيد. تنها موفقيت من و همسرم اين بود كه گريبان خودمان را از چنگال دستورالعمل هاى رنگارنگ خلاص كرديم و خودمان را از جمع پدر و مادرهايى كه مى خواستند «سوپرمن» درست كنند و بچه هايشان را هل بدهند كه هرچه زودتر از عالم كودكى بيرون بروند، كنار كشيديم. براى ما به اندازه نوك سوزنى مهم نبود كه همه پدر و مادرهاى دنيا جمع شوند و روى پيشانى هر چهارتايمان اين برچسب را بزنند كه «بچه من زرنگ است، بچه شما تنبل!» شادمانى عاشقانه و راحت و ساده زندگى كردن، بهترين راهى بود كه پيدا كرديم و نتيجه اش هم خيلى برتر از بقيه از كار درنيامد. حداقل قضيه اين است كه ما دو تا دختر شاد و بانشاط و باهوش و پرانرژى داريم كه اسمشان روى هيچ «وب سايتى» نيست و از هيچ فستيوالى جايزه نگرفته اند، اما صداى خنده شان گوش فلك را كر كرده است.

*************************




>>صفحه اصلي<<

اهداف

موفقيت سازماني
خانواده
روانشناسی
تربیتی
سلامت - زيرذره بين فعال است
بازنشستگان
بخشنامه ها
قوانين و لوايح مجلس
مادر و کودک
ورزشی

ارتباط با مشاور زنان و خانواده 

سايتهاي مرتبط

آيين نامه توسعه مشاركت زنان