*****        منتظر نظرات و پيشنهادات شما همكاران گرامي هستيم *****


 

ايران = دوشنبه دوازدهم آذرماه 1386

سعى كنيد دوباره همديگر را بشناسيد

هليا خرم ‎/ ريدرز دايجست

وقتى با زوج هاى موفقى كه سال هاى سال در كنار هم زندگى كرده اند، مصاحبه اى در مورد ۷ مرحله ازدواج انجام شد، بدون خجالت اعتراف كردند كه بعداز ۴۰ يا ۵۰ و يا حتى ۶۰ سال زندگى در كنار هم، بازهم به همه چيز نگاه دقيق و موشكافانه اى نداشته اند و با وجود گذشت چندين سال، هنوز هم شاهدتغييراتى در يكديگر هستند و چيزهاى جديدى درباره هم ياد مى گيرند.

«هالى اتكينسون» مى گويد: وقتى من با جانسن ازدواج كردم ۱۹ سال داشتم و او ۲۰ ساله بود، با وجود گذشت چندسال، ما هنوز در حال رشد فكرى هستيم و سعى داريم دوباره از نو يكديگر را بشناسيم چون حالا ديگر مثل زمان ازدواجمان نيستيم. نكته جالب اينجاست كه برخى از خصوصيات فردى ما تغيير مى كند، متوجه مى شويم برخى از چيزهايى كه سابق دوست نداشتيم، حالا برايمان اهميت پيدا كرده است و دوباره سراغ آنهامى رويم و سعى مى كنيم از گذشته درس هاى بيشترى ياد بگيريم.

«ميشل هاكس » بعد از ۴۸ سال زندگى مشترك معتقد است زوجين بايد هميشه تصور كنند در دوران شناخت يكديگر يا به اصطلاح نامزدى قرار دارند . چون در دوران قبل از ازدواج و در دوران نامزدى هريك از طرفين سعى مى كنند نسبت به هم شناخت بيشترى پيدا كنند و پاسخ به سؤال هاى متعدد موجب مى شود تا به حقيقت فردى يكديگر بيشتر واقف شوند. او مى گويد: ازدواج نبايد رشد فردى شما را متوقف كند. همسرش جوآن مى گويد: ازدواج يك سوگند مقدس است ، ما هر روز بايد اين سوگند مقدس را ياد كنيم .

«باربارا» بعد از ۵۶ سال زندگى مشترك با «گريس» مى گويد: «ما گاهى اوقات نسبت به هم حساس مى شويم و از دست هم عصبانى مى شويم، اما ياد گرفته ايم كه بايد به هم احترام بگذاريم، در مورد مسائل با هم صحبت كنيم و به نظرات حتى مخالف يكديگر احترام بگذاريم. من مى دانم كه شوهرم همچون من نظر و عقايد خاص خودش را دارد. ما همان سال هاى اول زندگى با خود عهد كرديم كه هيچ وقت به جدايى فكر نكنيم بنابراين جدايى به عنوان يك راه حل در ذهن ما وجود ندارد. بنابراين هر روز بيشتر از روز پيش روى روابطمان كار مى كنيم. پس از گذشت چندين سال از ازدواج كه معمولاً زمان بازنشستگى افراد نزديك مى شود، زوجين به اين نتيجه مى رسند كه شناخت كاملى نسبت به يكديگر نداشته اند و ممكن است متوجه شوند كه هركدام نقشه ها و برنامه هاى متفاوت و رؤياهاى خاصى براى زمان هاى خاص زندگى خود داشته اند. حتى ممكن است ايده هاى متفاوتى در مورد اداره زندگى داشته باشند. سه سال بعد از ازدواج ، رنگين كمانى مخلوط از احساساتى مثل رضايت ، خشم و ترس در افراد شكل مى گيرد. سعى كنيد اجازه ندهيد هركدام از اين احساسات سرريز شود. ريسك پذيربودن، زوجين را به هم نزديك تر مى كند، اما در نظر داشته باشيد كه براى ريسك كردن شرايطى بايد فراهم باشد. صداقت، وفادارى و داشتن يك رابطه ايمن از اولين و ضرورى ترين شرايط لازم است. اگر زوجين از لحاظ احساسى واقعاً نسبت به هم صادق باشند و سعى در بروز احساسات منفى و لجاجت نداشته باشند، مى توانند هميشه و سال هاى سال با هم ارتباط نزديك و خوبى داشته باشند. در زمان بازنشستگى كه احساس از دست دادن شغل و بى هدفى سراغ افراد مى آيد، داشتن يك رابطه قوى و نزديك مى تواند به فرد كمك كند تا در شغل ديگر يا جاى ديگر ، شانس خود را امتحان كند. از دست دادن شغل گاهى موجب بروز افسردگى مى شود ، در اين زمان همسر بايد متوجه باشدكه اين يك مسأله مهم و خلأ بزرگ است و در اينجا همسر بايد با تأكيد روى احساساتش و يك برنامه ريزى صحيح براى پيداكردن يك هدف مناسب براى شوهرش به او كمك كند، زيرا اگر افسردگى ناشى از بازنشستگى و پيدا شدن اين خلأ در زندگى ادامه پيداكند، فرد به كمك هاى پزشكى نياز پيدا خواهد كرد.

* از يكديگر قدردانى كنيد

روانشناسان معتقدند قدردانى از يكديگر، يكى از كليدهاى مهم داشتن يك زندگى موفق و بادوام است. «ميشل هاكس» مى گويد: وقتى كسى از من قدردانى مى كند، سرشار از انرژى مى شوم و احساس مى كنم شخصيت قوى ترى دارم كه به آن ارزش و احترام گذارده شده است. احساس قدردانى زندگى بخش است.

* اوقاتى از روز را كنار هم سپرى كنيد

شما ممكن است در طول روز ساعت ها در كنار هم باشيد، اما قلب و روحتان به هم نزديك نباشد. اگر دقايقى از روز را كنار همسر خود باشيد و حقيقتاً روى افكار، عقايد، برنامه ها و احساسات يكديگر تمركز كنيد، متوجه مى شويدكه چقدر به همسرتان نزديك تر شده ايد. باربارا مى گويد: ۱۰ دقيقه از وقت من و همسرم در روز واقعاً به يكديگر تعلق دارد. دراين ۱۰ دقيقه افكار، عقايد و احساساتمان را بيان مى كنيم. اما همين زمان كوتاه صميميت ما را صدچندان مى كند، زيرا قلباً روح هاى يكديگر را تسخير مى كنيم.

* مسائل كوچك را بزرگ نكنيد

«بت ريچر» مى گويد: من و شوهرم «باب » ۶۰سال پيش ازدواج كرديم. ما در زندگى مشتركمان سعى كرديم نسبت به موارد كوچك و جزئى وسواس نداشته باشيم. ياد گرفتيم چگونه به حرف هاى همديگر گوش دهيم، به يكديگر اعتماد كنيم و اجازه بدهيم هركسى در كارى كه تبحر بيشترى دارد، رياست كند و تصميم بگيرد. شايد همسر من در يك كار خاص قدرت بيشترى نسبت به من داشته باشد. پس رهبرى آن قسمت را به او واگذار مى كنم. ما هنوز به عنوان انسان و يك زوج در حال رشد هستيم، پس به جاى اين كه بر سر مسائل كوچك و جزئى با هم بحث و دعوا كنيم، با خود مى گوييم آيا اين مسأله در پنج سال آينده اهميت خواهد داشت . حالا متوجه شده ايم خيلى از مواردى كه در سنين جوانى برايمان مهم بود و گاهى باعث مشاجره ما مى شد، ديگر اصلاً اهميت ندارد. پس بحث نمى كنيم .

* گذشته شيرين خود را مزه مزه كنيد

زمانى رابا همسر خود به يادآورى لحظه هاى خوب و مهيجى كه در گذشته داشتيد، اختصاص دهيد. يادآورى زمان عاشقى و شور جوانى ، عشق و احساسات شما را گرمتر مى كند. براى مثال خاطراتى از زمان ازدواج، مراسم ازدواج و مواردى كه براى شما شادى بخش بوده اند، به خاطر بياوريد و گاهى درمورد آنها با همسرتان صحبت كنيد.

*************************




>>صفحه اصلي<<

اهداف

موفقيت سازماني
خانواده
روانشناسی
تربیتی
سلامت - زيرذره بين فعال است
بازنشستگان
بخشنامه ها
قوانين و لوايح مجلس
مادر و کودک
ورزشی

ارتباط با مشاور زنان و خانواده 

سايتهاي مرتبط

آيين نامه توسعه مشاركت زنان