*****        منتظر نظرات و پيشنهادات شما همكاران گرامي هستيم *****

اگر چيزى بدهيد چيزى مى گيريد



ايران = پنجشنبه 6 ديماه 86

روند شكل گيرى مسئوليت پذيرى در فرزندان

*لوبياى دروغ لاى كتاب

در آشفته بازار نشر كتاب هاى به اصطلاح روانشناسى كه مثل نقل و نبات بر سر و روى قفسه هاى كتابفروشى ها مى ريزد و مدعى است با لوبياى سحرآميز واژه هايش مى تواند خوشبختى را در دو دقيقه به چنگ خواننده اش بياورد و حداكثر در يك هفته مخاطبش را به چنان تمكن مالى برساند كه با ته مانده پول خرد جيبش، جزيره اى مجلل در فلان نقطه عالم بخرد، انتشار كتاب هايى كه با بهره گيرى از متخصصان مجرب روانشناسى، روانپزشك ها و مشاوران به اختلال هاى رايج در ذهن ها و زبان ها و رفتار مردم مى پردازد فرصت بسيار مغتنمى است.

در اين مجال به خلاصه اى از مباحث كتاب «روند شكل گيرى مسئوليت پذيرى در فرزندان» تأليف دكتر عبدالحسين رفعتيان روانكاو و روانپزشك كه به تازگى انتشار يافته موضوعاتش را با پرهيز از اصطلاحات دشوار و بحث هاى صرفاً تئوريك، براى عامه مردم قابل استفاده كرده است.

*مسئوليت پذيرى در مقدمه

مؤلف در ابتداى كتاب به تعريف مسئوليت پذيرى، چگونگى شكل گيرى وابستگى و استقلال، شرايط و چگونگى مسئوليت پذيرى در فرزندان، نقش تنبيه و تشويق در مسئوليت پذيرى كودكان، سيستم تبادل در خانواده، مبارزه براى كسب قدرت و رابطه مبتنى بر برابرى يا مبارزه قدرت مى پردازد، اين كه فرزندان چه مسئوليت هايى را بايد به عهده بگيرند، چرا فرزندان مسئوليت هاى خود را انجام نمى دهند و اگر اين گونه شد چه بايد كرد، مسئوليت پذير نبودن فرزندان از چه زمانى آغاز مى شود و چه زمانى اين موضوع نشانه بيمارى است. نويسنده در مقدمه كتاب با طرح اين موضوع كه اگر والدين از مسئوليت پذيرى هاى خود شانه خالى كنند، فرزندان آنها به لحاظ روانى و عاطفى به بلوغ نمى رسند، مى نويسد: «جامعه بايد از پى بردن به آرزوها و شناخت خواست ها و افق هاى كسانى كه هنوز زير بار مسئوليت هاى سنگين نيستند تكان هاى جديدى بخورد. در اثر جا خالى كردن بزرگسالان است كه نوجوان به طور زودرس و طى روندى كاذب، بالغ، بزرگ يا پير مى شود.»

*فاصله زمانى «حس كمبود چيزى» تا «برآوردن آن»

مسئوليت پذيرى اين گونه تعريف مى شود: «قابليت پذيرش، پاسخگويى و به عهده گرفتن كارى كه از كسى خواسته مى شود و شخص حق دارد آنها را بپذيرد يا رد كند ... اگر نوجوان احساس كند با زور او را مجبور به انجام كارى كرده اند ممكن است خود او هم چنين روشى را در پيش بگيرد، يعنى علاوه بر نپذيرفتن آن مسئوليت سعى مى كند از طريق همين زورگويى يا لجبازى به خواسته هاى خود دست پيدا كند. فرزندان كه رشد و بالندگى آنها همراه با استقلال باشد مسئوليت پذيرتر بار مى آيند...»

دكتر رفعتيان با بيان اين كه فرزندان از همان دوران كودكى بايد درك كنند در برابر چيزى كه مى گيرند چيزى بايد بدهند، معتقد است وابستگى كمكى به مسئوليت پذيرى فرزندان نمى كند، از طرفى مسئوليت پذيرى ژن خاصى ندارد و ارثى نيست، بلكه معنا و مفهومى قراردادى، اخلاقى و تربيتى است.

نويسنده در ادامه با تعريف مفهوم وابستگى در انسان از جنينى تا نوزادى و دگرديسى آنها از وابستگى كامل به وابستگى نسبى (با ابراز تمايلاتى چون گريستن، جيغ زدن، بى تابى كردن) با ذكر مثال هايى از جمله توهم خوردن شير مادر با مكيدن شست و در ادامه قرار گرفتن در معرض گرسنگى فيزيولوژيك و پناه بردن به مادر اعتقاد دارد: «نوزاد از شش ماهگى تا يك سالگى به اين وابستگى پى مى برد و تازه مى فهمد كه مادرى هم وجود دارد ... [از طرفى] فاصله زمانى ميان «حس كمبود چيزى» تا «برآوردن آن» به كودك ياد مى دهد كه همه كارها فوراً انجام داده نمى شود و بايد صبر كرد ... كودك بايد درك كند كه قرار نيست هر چه او مى خواهد فوراً در اختيارش قرار گيرد ... اين الگو بايد از كودكى آغاز شود و تا نوجوانى و جوانى شكل بگيرد ... لازم است او به مرور بفهمد كه براى برآورده شدن خواسته هايش بايد تلاش كند. كسى كه فضاى خواستن را درك نكرده يا خواسته هايش بدون اين كه قدمى در جهت آنها بردارد برآورده شده به معنى واقعى مصرف كننده بوده و احساس مى كند زندگى و اجتماع به او بدهكار است ... البته توجه بيش از حد والدين به خواسته هاى فرزندان معمولاً به دليل محروميت هايى است كه خود تجربه كرده اند.»

*والدين مسئوليت پذير، فرزندان مسئوليت پذير بار مى آورند

مؤلف با برشمردن شرايط مسئوليت پذيرى فرزندان، پيش نياز مهم اين مؤلفه را مشروط نكردن عشق و محبت والدين به فرزندان به پذيرش مسئوليت از جانب آنها مى داند و مى نويسد: «كودك بايد اين حس را در فاصله سنى تقريباً ۲ـ ۱‎/۵ سالگى تجربه كند ... [چرا كه] احساس امنيت درون كودك با حس دوست داشته شدن شكل مى گيرد، [از طرفى] والدينى كه مسئوليت پذير نباشند نمى توانند فرزندان مسئوليت پذير داشته باشند يا بچه ها را به سوى بلوغ زودرس و كاذب مى رانند.

*پيش شرط مسئوليت پذيرى؛ واگذارى نقش فعال

دكتر رفعتيان، مسئوليت پذير شدن فرزندان را در گرو شناخت توانايى آنها و در گام بعدى واگذارى نقش فعال در جهت پيشبرد اهداف خانواده مى داند؛ اتفاقى كه متأسفانه و به ويژه امروزه در بسيارى از خانواده ها رخ نمى دهد. بسيارى از والدين تصور مى كنند پدر، مادر ايده آل يعنى پدر و مادرى كه تمام مسئوليت هاى خانواده را به دوش مى كشد بنابراين معلوم است فرزندان اين خانواده وابسته بار مى آيند.

اما شاخصه ديگر مسئوليت پذيرى فرزندان كه در كتاب مطرح مى شود فراتر از دايره خانواده است، به اين معنى كه كودك يا نوجوان با الگوبردارى از معلمان و مربى هاى خود ممكن است حس كند آنها انتظاراتى از او دارند كه خودشان رعايت نمى كنند.

*مسئوليت پذيرى در گرو تصوير مسئوليت در ذهن

نكته بسيار مهمى كه در كتاب مطرح مى شود و طبيعتاً در شكل گيرى روند مسئوليت پذيرى نقش دارد تصويرى است كه والدين از مسئوليت در ذهن كودك ايجاد مى كنند: «براى مثال اگر از فرزندمان مسئوليت بيرون گذاشتن كيسه زباله، چيدن ميز يا جمع كردن سفره را مى خواهيم تصويرى كه از اين كارها به او ارائه مى كنيم بسيار مهم است. اگر اين كارها را به عنوان كارهايى بى ارزش، خسته كننده، بى خود و مزاحم به او معرفى كنيم طبيعى است كه او نمى پذيرد.» درواقع با «تغيير زاويه ديد» كودك كارى را كه ممكن است در ظاهر خسته كننده يا مورد پسند او نباشد انجام مى دهد. البته نويسنده بلافاصله به والدين تذكر مى دهد: «والدين توجه داشته باشند كه هميشه بايد با كودك خود صادق باشند و كار بى ارزش را به دروغ براى كودكشان با ارزش و بزرگ نكنند.»

در ادامه كتاب به تأثير تنبيه و تشويق در مسئوليت پذيرى كودكان اشاره مى شود. به اين معنا كه والدين بايستى از تحقير كودكان در مسئوليت هايشان بپرهيزند و در گام اول از تشويق در حد امكانات خود استفاده كنند و تنبيه (عامل پيشگيرى) فقط به شكل محروم كردن از يك رشته امكانات رفاهى باشد: «اگر اتاقت را مرتب نكنى، پول تو جيبى ات كم مى شود يا اجازه ندارى به تولد دوستت بروى يا ...»

*بايد چيزى بدهى تا چيزى بگيرى

از ديدگاه مؤلف، «پايدارى مسئوليت پذيرى» براى نوجوان معطوف به اين است كه او باور كند روى حرفش حساب مى كنند و به نظراتش احترام مى گذارند. در اين صورت فرد از وابستگى كامل بيرون مى آيد و در پرتو مسئوليت پذيرى، قدرت تصميم گيرى مى يابد. از طرفى «تبادل» نيز عنصر مهمى در اين ميان است، به اين معنا كه: «در برابر چيزى كه به دست مى آورى بايد چيزى بدهى يا كارى بكنى ... وقتى با فرزندتان حرف مى زنيد بايد نگاه كند و جواب دهد. او هم انتظار دارد وقتى با شما صحبت مى كند به او نگاه كنيد و جواب بدهيد.»

*هرم قدرت خانواده بايد شفاف و اقناعى باشد

مبحث ديگر كتاب به «شكل هرم قدرت» در خانواده مى پردازد كه از سنت هر خانواده تبعيت مى كند. دكتر رفعتيان اعتقاد دارد شفاف بودن هرم و رأس آن براى اعضاى خانواده عنصر كليدى است. مؤلف گوشزد مى كند كه هرم قدرت در خانواده مثل سازمان هاى نظامى بى چون و چرا نيست و بايستى به صورت اقناعى اداره شود، از سويى همه افراد خانواده بايستى احساس كنند در اين هرم مكمل هم هستند و در امور خانواده نقش دارند. ادامه اين بحث تأكيد بر برابرى (نه يكسان بودن) حق بيان خواست ها و نيازهاى والدين و فرزندان است، با اين تبصره و تذكر كه تفكر و برداشت غيرواقعى از برابرى، نظم و ترتيب زندگى را به هم مى ريزد: «ممكن است فرزندى بگويد چون پدر مادر من تا ساعت دوازده شب تلويزيون تماشا مى كنند من هم بايد تماشا كنم. اين برابرى براى بچه فايده اى ندارد.»

نكته ديگر در اين باره به زعم نويسنده اين است كه خشم و عصبانيت بچه ها خيلى وقت ها ممكن است منطقى نباشد ولى والدين بايد به فرزندانشان نشان بدهند كه از خشم آنها نمى ترسند و در برابر آنها عقب نشينى نمى كنند. وقتى كودكى عصبانى است بايد به او بگويند: «برو اتاقت و هر وقت عصبانيت ات فروكش كرد بيا منطقى صحبت كنيم.»

*تنبلى، اينرسى سلول ها

اگر در طبيعت و در دنياى فيزيك قانونى به نام «اينرسى» (تمايل اجسام به سكون) وجود دارد اين تمايل به سكون نه در ملكول ها كه در سلول ها و در انسان قالبى به خود مى گيرد كه همه به نوعى با آن آشنا هستيم؛ تنبلى.

دكتر رفعتيان از «تنبلى» به عنوان قانون «كمترين رنج» نام مى برد و معتقد است وقتى مسئوليتى به عهده فرزندتان مى گذاريد او بايد بفهمد اگر اين مسئوليت را انجام ندهد كس ديگرى نيز آن را انجام نخواهد داد، نه اين كه پدر و مادر با يك تأخير زمانى آن مسئوليت را انجام دهند: «البته كودك بايد درك كند كه قبول اين مسئوليت به منزله تسليم شدن نيست، بلكه به معنى به دست آوردن هويت و احترام است.»

*تناسب بين مسئوليت و توانايى هاى فكرى، جسمى و عاطفى

نويسنده كتاب «مسئوليت پذيرى» اعتقاد دارد كه بين مسئوليت فرزندان و توانايى هاى فكرى و جسمى و عاطفى آنها بايد تناسب وجود داشته باشد ... نه وظيفه اى كه ديگران از زير بار آن شانه خالى كرده اند: «والدين نبايد اجازه بدهند مسئوليت هاى سنگينى بر دوش فرزندانشان بيفتد (حتى اگر خود آنها متمايل باشند)»

*اتاق فرزندان قلمرو آنهاست

ديدگاه مطرح شده در كتاب بيانگر پذيرش اختلاف سليقه ها و مخالفت هاى فرزندان به مثابه نوعى سوپاپ اطمينان خانواده است، اما اين اختلافات وقتى مفيد هستند كه باعث شوند گفت وگوهاى تازه اى شروع شود.

از طرفى اگر اختلافات حل نشد بايد تحمل كرد چون بعضى كشمكش ها حل شدنى نيستند. نكته هوشمندانه اى كه مؤلف تذكر مى دهد رابطه «به رسميت شناخته شدن استقلال فرزندان» و «مسئوليت پذيرى» آنها است: «اتاق فرزندان، سرزمين و قلمرو آنها است. والدين حق ندارند بى اجازه به قلمرو فرزندانشان وارد شوند. اتاق آنها سرزمين آنها است و آن گونه كه بخواهند به آنها نظم مى دهند ...»

اگر والدين به فرزندشان بگويند چرا در اتاق را بستى، او متوجه مى شود اين اتاق متعلق به او نيست پس لزومى هم به مرتب كردن آن نمى بيند.

نكته ارزشمند ديگر دكتر رفعتيان براى والدين اين است كه پيش از آن كه فرزندان را به عدم مسئوليت پذيرى متهم كنيد بايستى شعاع دايره اين رفتار او را بسنجيم. اين كه: «آيا او نسبت به همه كس و همه چيز بى مسئوليت است اگر بى مسئوليتى او فقط در رابطه با خانواده اش باشد مشخصاً مشكل ارتباطى معينى وجود دارد، مثلاً ممكن است شيوه اى براى ابراز خشمش باشد.»

*************************




>>صفحه اصلي<<

اهداف

موفقيت سازماني
خانواده
روانشناسی
تربیتی
سلامت - زيرذره بين فعال است
بازنشستگان
بخشنامه ها
قوانين و لوايح مجلس
مادر و کودک
ورزشی

ارتباط با مشاور زنان و خانواده 

سايتهاي مرتبط

آيين نامه توسعه مشاركت زنان